آنا گزارش میدهد
درگذشت ناصر مسعودی، تنها خاموشی یک صدا نیست؛ خاموشی بخشی از حافظه جمعی گیلان است. او نه فقط یک خواننده، بلکه راویِ پیوسته اقلیم شمال، طعمهایش، لهجهاش، رطوبت همیشگیاش و غمی بود که از دل جنگلها میآمد و در صدای مردمانش مینشست.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، درگذشت ناصر مسعودی، تنها خاموشی یک صدا نیست؛ خاموشی بخشی از حافظه جمعی گیلان است. او نهفقط یک خواننده، بلکه راویِ پیوسته اقلیم شمال، طعمهایش، لهجهاش، رطوبت همیشگیاش و غمی بود که از دل جنگلها میآمد و در صدای مردمانش مینشست. مسعودی با آن حنجره گرم و بیادعا، در دورانی وارد صحنه شد که موسیقی محلی ایران تازه داشت هویت مستقل خود را پیدا میکرد و او از نخستین هنرمندانی بود که این هویت را جدی گرفت و برای آن یک مسیر تازه ساخت.
گیلان، با موسیقی خاص و پیچیدهاش، موسیقی مبتنی بر مقامهای آوازی، تحریرهای کشیده، نغمههای کار، ترانههای چوپانی و آوازهای سوگواری ، سالها نیازمند هنرمندی بود که این میراث را از حد محلیبودن فراتر ببرد و به گوش ایران برساند. ناصر مسعودی دقیقاً چنین نقشی را ایفا کرد. او زبان گیلکی را نه در قالبِ یک ابزار اجرا، بلکه بهعنوان حاملِ فرهنگ و تاریخ به کار گرفت. ملودیهایش، از نغمههای کوهپایه تا آواهای ساحلی، شناسنامه موسیقی گیلان را همراه داشتند؛ شناسنامهای که سالها خطر خاموشی داشت.
آثار او مانند «گل پامچال»، «میرزا کوچک خوان» و روایتهای موسیقاییاش از میرزا کوچکخان تنها یک اجرا نیستند؛ بازتاب گوشههایی از موسیقی کهن گیلاناند. موسیقی که در آن رنگ صدای خواننده باید با رطوبت هوا، با لطافت جنگل و با ریتم آرامِ کار روزانه هماهنگ باشد. مسعودی این ویژگی را بهخوبی میشناخت و با وسواس تمام، اصالت را در شکلِ آواز، انتخاب شعر و ساختار ملودی حفظ کرد.
در کنار صدا، شخصیت مسعودی نیز او را به چهرهای ماندگار تبدیل کرد. او از نسل هنرمندانی بود که فروتنی را بخشی از هنر میدانستند. بسیاری از شاگردان و همراهانش روایت کردهاند که مسعودی نهتنها در موسیقی، بلکه در رفتار نیز «اصیل» بود؛ هنرمندی که فرهنگ بومی را نه بهعنوان ابزار شهرت، بلکه بهعنوان رسالت زندگی انتخاب کرد.
فعالیتهای گسترده او در دهههای مختلف، چه در اجراهای رادیویی، چه در صحنههای کوچک گیلان و چه در سالنهای رسمی تهران، سهم بزرگی در معرفی موسیقی گیلان به جامعه داشت. در دورانی که موسیقی محلی کمتر شنیده میشد، او چراغ را روشن نگه داشت و نسلهای بعد را بهسمت این میراث هدایت کرد. بسیاری از جوانان گیلانی، نخستین بار معنای «گیلکیخوانی» را با صدای مسعودی فهمیدند.
او سالها با وجود دشواریهای بسیار، از زبان مادری و موسیقی بومی فاصله نگرفت. صدایش برای بسیاری از گیلانیهای دور از خانه حکم زادگاه را داشت؛ صدایی که هم نوستالژی بود و هم یادآور ریشهها. مسعودی نشان داد که موسیقی محلی نهتنها بخشی از فرهنگ، بلکه بخشی از هویت است؛ هویتی که با هر نسل باید دوباره بازآفرینی شود.
امروز هرچند او در میان ما نیست، اما جهان موسیقاییاش همچنان جاری است؛ در ملودیهایی که بوی جنگل میدهند، در آواهایی که از دل دریا میآیند و در خاطره جمعی مردمانی که برایشان هنر، بخشی از زندگی روزمره است. ناصر مسعودی رفت، اما گیلانِ آواز همچنان بر شانههای او استوار است.
پیکر زنده یاد ناصر مسعودی ظهر امروز از رشت تشییع و در خانه ابدی آرام خواهد گرفت.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

