محمدرضا آزادی در استقلال به نقطهای رسیده که حتی بیننده معمولی فوتبال هم نمیتواند تشخیص بدهد چرا این بازیکن باید در سطح اول فوتبال ایران حضور داشته باشد
فرهیحتگان: محمدرضا آزادی در استقلال به نقطهای رسیده که حتی بیننده معمولی فوتبال هم نمیتواند تشخیص بدهد چرا این بازیکن باید در سطح اول فوتبال ایران حضور داشته باشد. نوع بازی او نه نشانی از یک مهاجم دارد، نه نشانی از یک بازیکن مکمل، نه حتی نشانی از یک عنصر تاکتیکی که مربی بتواند روی ویژگی خاصی از او حساب کند. آزادی در زمین بیشتر شبیه بازیکنی است که خودش هم نمیداند چرا در ترکیب قرار گرفته و این سردرگمی در هر حرکتش دیده میشود؛ از جایگیریها تا تصمیمگیریها و حتی زبان بدنش.

در استقلال، همتیمیهایش هم دقیقاً همین حس را دارند. وقتی توپ به او میرسد، هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد؛ نه نشانی از یک مهاجم تمامکننده دیده میشود، نه توانایی حفظ توپ، نه بازیسازی، نه حتی جنگندگی مستمر. مربی هم با بازی دادن به او، پرسشی بزرگ ایجاد میکند: منطق فنی این انتخاب چیست؟
این سؤال نهتنها در ذهن هواداران، بلکه در ذهن بازیکنان و حتی حریفان هم شکل میگیرد. مدافعان رقیب نمیدانند آزادی قرار است تهدید باشد یا یک بازیکن بیخطر که بیشتر به بسته ماندن دروازه خودشان کمک میکند تا باز کردن دروازه استقلال.
جدول لیگ برتر با برد تراکتور مقابل سپاهان و شکست استقلال؛ چراغ سبز به پرسپولیس!
در فضای هواداری، حضور آزادی در ترکیب به یک نشانه منفی تبدیل شده. هر بار که نام او در ترکیب اولیه دیده میشود، موجی از ناامیدی و اعتراض شکل میگیرد. این واکنشها از احساسات لحظهای نمیآید؛ از تجربه تکراری دیدن بازیکنی میآید که نه در نقش تعویضی تأثیر دارد، نه در ترکیب اصلی چیزی اضافه میکند و نه حتی وقتی بازی نمیکند، این حس ایجاد میشود که تیم یک مهره مهم را از دست داده. نبودش چیزی را کم نمیکند و حضورش چیزی را زیاد.
وقتی آزادی بهعنوان بازیکن تعویضی وارد زمین میشود، هیچ تغییری در ریتم بازی ایجاد نمیکند. نه سرعت میآورد، نه فشار میگذارد، نه موقعیت میسازد. وقتی از ابتدا در ترکیب است، استقلال عملاً با یک بازیکن کمتر بازی میکند؛ مهاجمی که نه تهدید است، نه تکیهگاه، نه نقطه اتصال. و وقتی اصلاً بازی نمیکند، این سؤال بزرگتر میشود: اگر قرار نیست تأثیری داشته باشد، چرا جذبش کردند؟
محمدرضا آزادی در استقلال به نمادی از یک خرید بیمنطق تبدیل شده؛ بازیکنی که نه در زمین معنا دارد، نه بیرون از زمین توجیه. و تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد، هر حضور او در ترکیب فقط یک چیز را تقویت میکند: احساس سردرگمی و بیاعتمادی نسبت به تصمیمات فنی.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

