سفر برنامهریزی شده بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسرائیل، به واشنگتن (چهارشنبه این هفته) برای دیدار با رئیسجمهور آمریکا، را باید در بستر …
سفر برنامهریزی شده بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسرائیل، به واشنگتن (چهارشنبه این هفته) برای دیدار با رئیسجمهور آمریکا، را باید در بستر تحولات نظم منطقه ای پس از هفتم اکتبر تحلیل کرد؛ جنگ غزه، نبرد در جنوب لبنان، جنگ ۱۲ روزه با ایران و حالا در مذاکرات مسقط. مجموعه ای از آسیبپذیریهای راهبردی و شکافهای داخلی عمیق در هر دو متحد و همچنین در جمهوری اسلامی ایران بن بستی ویژه ایجاد کرده است. این دیدار که عمدتاً بر مذاکرات جاری بین ایران و آمریکا متمرکز است، کمتر نشاندهنده اطمینان و بیشتر نمادی از تلاش برای مدیریت بحرانهای چندوجهی ازجمله افکار عمومی است.
از یک سو، رژیم صهیونیستی با بحران مشروعیت و کارآمدی مواجه است. شکست اطلاعاتی فاجعهبار ۷ اکتبر ۲۰۲۳، که خود نتانیاهو نیز به آن اعتراف کرده، اسطوره شکستناپذیری و نظارت همهجانبه این رژیم را فروپاشاند. گزارشها حاکی از آن است که ارتش اسرائیل از سال ۲۰۲۱ جمعآوری اطلاعات حیاتی درباره رهبران ارشد حماس و تمرینات نظامی آن را متوقف کرده و توان تهاجمی این گروه را به شدت دستکم گرفته بود. همچنین، جنگ ۱۲ روزه با ایران نتوانست به اهداف اعلام شده برای فروپاشی سیستم امنیتی ایران منجر شود و خلع سلاح حزبا… لبنان نیز در هالهای از ابهام باقی ماند. این ناکامیها در شرایطی رخ میدهد که نتانیاهو با فشارهای سیاسی داخلی برای پذیرش مسئولیت و احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام مواجه است.
ایالات متحده نیز به رغم نمایش قدرت نظامی، با محدودیتهای راهبردی در منطقه روبهروست. تمایل رئیس جمهور وقت آمریکا به اقدامات نظامی کوتاه، محدود و بدون تلفات، با واقعیت پیچیده مقابله با ایران که مستلزم عملیاتی گسترده و پرهزینه است، در تناقض قرار دارد. در عین حال، آسیبپذیری پایگاههای آمریکا در برابر حملات گروههای مقاومت و کارآمدی موشکهای ایران، هزینه هرگونه اقدام نظامی را افزایش داده است. به عنوان مثال حملات گروههای مقاومت عراق به پایگاه التنف و کشته شدن دو نفر از نظامیان آمریکایی یا درگیری دریایی انصارا… یمن و ناو آمریکایی در دریای سرخ و عقب نشینی آمریکاییها و همچنین عدم موفقیت کامل رهگیری موشکهای ایرانی در خلال جنگ ۱۲ روزه و کشته و زخمی شدن هزاران نفر در سرزمین های اشغالی نشان از این آسیب پذیری دارد. در چنین شرایطی، واشنگتن تلاش میکند از طریق دیپلماسی و افزایش فشار حداکثری، به اهدافی مانند توقف غنیسازی اورانیوم و کاهش توان موشکی ایران دست یابد.
با این حال، نقطه تمرکز اصلی هر دو متحد، معطوف به شکافهای داخلی در جمهوری اسلامی ایران است. اتفاقات دی ماه ۱۴۰۴ که از مطالبات اقتصادی آغاز شد و به سرعت به درگیریهای خونین علیه ساختار سیاسی تبدیل گشت، شکاف اجتماعی غیرقابل انکاری ایجاد کرده است. این اقدامات، تنها به فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی و تشدید فشار بینالمللی میانجامد و همچنین فشار اقتصادی ناشی از تحریمها این شکافها را عمیقتر میکند.در این چارچوب، سفر نتانیاهو به واشنگتن را میتوان بیش از آن که مشورتی برای تغییر مسیر کاخ سفید دانست، حرکتی نمادین و پیامی به گروههای داخلی و خارجی تفسیر کرد.
لذا دشمن با اتکا به این ضعفها، تلاش میکند بحران را به داخل ایران معطوف کند و احتمال حمله محدود نظامی از جمله ترور سران و مذاکرات بخشی از اتمسفر فعالسازی گسلهای داخلی است.این سفر هدفی دوگانه را دنبال میکند: نخست، نمایش اتحاد و عزم راسخ برای مقابله با ایران در زمانی که هر دو متحد با چالشهای داخلی مواجهند؛ و دوم، ارسال سیگنال به نیروهای اپوزیسیون خارجنشین و گروههای تجزیه طلب داخل ایران مبنی بر تداوم و احتمال تشدید فشارهای خارجی. این دیدار در حقیقت تلاشی است برای فعالسازی و مدیریت گسلهای داخلی ایران تحت فشار همزمان اقتصادی، رسانهای و امنیتی. این راهبرد، تنها به اراده دشمنان معطوف نیست بلکه به پویایی میدان داخلی ایران، تابآوری اجتماعی و توانایی نظام در مدیریت بحرانهای همزمان بستگی دارد.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

