شکاف عمیق درآمد ریالی و مخارج ارزی: ریشه بحران کجاست؟
صنعت هوانوردی در تمام دنیا، صنعتی “سرمایهبر” و وابسته به ارزهای معتبر جهانی است. در ایران، این وابستگی به دلیل شرایط تحریمی و نوسانات شدید ارزی، به یک چالش بقا تبدیل شده است. اسعدی سامانی با تأکید بر اینکه ۷۰ درصد هزینههای این صنعت ارزی است، تصویری شفاف از تنگنای مالی ایرلاینها ترسیم میکند.
وقتی از هزینه ارزی صحبت میکنیم، تنها به خرید هواپیما محدود نمیشویم. کوچکترین قطعات مصرفی، روغنهای هیدرولیک تخصصی، لاستیکهای هواپیما و از همه مهمتر، تعمیرات دورهای موتورها همگی با نرخ روز دلار و یورو محاسبه میشوند. به دلیل محدودیتهای بینالمللی، ایرلاینهای ایرانی ناچارند قطعات را از طریق واسطهها و با قیمتی به مراتب بالاتر از نرخ جهانی تهیه کنند. این در حالی است که درآمد اصلی این شرکتها از فروش به صورت ریالی تأمین میشود. این عدم توازن ارزی-ریالی، نهتنها سودآوری را از بین برده، بلکه توان بازسازی ناوگان را نیز از شرکتها سلب کرده است.
پارادوکس قیمت در بازار داخلی: چرا صندلیها خالی میمانند؟
یکی از نکات کلیدی در گزارش انجمن شرکتهای هواپیمایی، ثبات نرخ بلیت بر اساس مصوبه شورای عالی هواپیمایی است. طبق این مصوبه، نرخ هر صندلی پرواز بر مبنای ۴۸ دلار محاسبه میشود. با این حال، واقعیت بازار نشان میدهد که شرکتها در بسیاری از ایام سال حتی قادر به فروش بلیط هواپیما با همین نرخ مصوب نیز نیستند.
در حال حاضر، در بسیاری از مسیرهای پرتردد داخلی، قیمتها عمدتاً زیر ۳ میلیون تومان عرضه میشوند. این عدد که شامل مالیات، عوارض فرودگاهی و سهم هلال احمر نیز هست، نشاندهنده این واقعیت تلخ است که قدرت خرید دهکهای متوسط جامعه به شدت کاهش یافته است. ایرلاینها برای تأمین نقدینگی فوری جهت پرداخت حقوق پرسنل و هزینه سوخت، ناچارند به “ارزانفروشی تحمیلی” روی بیاورند تا صندلیهای هواپیما خالی نماند؛ سیاستی که در بلندمدت منجر به ناتوانی شرکتها در اورهال (تعمیرات اساسی) و در نهایت زمینگیر شدن هواپیماهای بیشتر خواهد شد.
سقوط آزاد در بازار پروازهای بینالمللی
ریزش ۲۰ درصدی مسافران در بخش ، زنگ خطری جدی برای تعاملات بینالمللی و صنعت گردشگری کشور است. پروازهای خارجی معمولاً سودآورترین بخش فعالیت یک ایرلاین هستند که بخشی از زیان مسیرهای داخلی را جبران میکنند.
کاهش تقاضا در این بخش نه تنها به معنای کاهش سفرهای تفریحی و کاری ایرانیان به خارج از مرزهاست، بلکه نشاندهنده کاهش ورود گردشگران و بازرگانان خارجی به داخل کشور نیز میباشد. این انقباض، زنجیرهای از مشاغل از جمله آژانسهای مسافرتی، هتلها و تورلیدرها را به ورطه تعطیلی کشانده است. در واقع، وقتی هزینه سفر هوایی با تورم ارزی جهش میکند، مسافر خارجی و داخلی اولین گزینهای را که از سبد خود حذف میکنند، پرواز است.
نقد بودجه ۱۴۰۵: عوارض ۵ یورویی، مانعی بر سر راه بازگشت
در حالی که بدنه رنجور صنعت هوانوردی نیاز به بستههای حمایتی و معافیتهای مالیاتی دارد، لایحه بودجه ۱۴۰۵ مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. مصوبه دریافت ۵ یورو عوارض از هر مسافر در مسیرهای ، با انتقاد تند فعالان این حوزه روبرو شده است.
اسعدی سامانی معتقد است که وضع چنین تکالیف مالی جدیدی در شرایط فعلی، تیر خلاصی به پیکر نیمهجان گردشگری است. در دنیای رقابتی امروز، حتی افزایش چند دلاری هزینههای سفر میتواند مسیر گردشگران را به سمت کشورهای همسایه تغییر دهد. کشورهای رقیب در منطقه با حذف مالیاتها و ارائه سوبسید سوخت به ایرلاینها، در حال جذب حداکثری مسافران هستند، در حالی که در ایران، نگاه درآمدزایی کوتاهمدت دولت از مسافران، در حال تخریب زیرساختهای بلندمدت است. هزینه تمامشده با این عوارض جدید، باز هم افزایش مییابد و این یعنی ریزش بیشتر تقاضا.
پیامد فرسودگی ناوگان بر ایمنی و پایداری
بسط یافتن بحران مالی ایرلاینها، مستقیماً بر امنیت و کیفیت پروازها اثرگذار است. وقتی نقدینگی کافی برای خرید قطعات نو وجود نداشته باشد، دوره انبارداری قطعات طولانی شده و تمایل به “قطعهبرداری” از هواپیماهای زمینگیر برای سرپا نگه داشتن سایر پرندهها افزایش مییابد. این روند، سن ناوگان هوایی ایران را به طور مجازی افزایش داده و کارایی سوخت را کاهش میدهد که نتیجه آن، آلودگی بیشتر محیط زیست و افزایش هزینههای عملیاتی است. هرچه هواپیما فرسودهتر شود، هزینه نگهداری آن (که ارزی است) بالاتر میرود و این چرخه معیوب تا مرز توقف کامل پیش میرود.

چشمانداز آینده: آسمانی که خلوتتر میشود
اگر سیاستهای پولی و ارزی در جهت تسهیل تأمین قطعات و سوخت برای شرکتهای هواپیمایی تغییر نکند، روند نزولی خرید متوقف نخواهد شد. برای نجات این صنعت، نیاز به یک “استراتژی ملی هوانوردی” وجود دارد که در آن نرخگذاری دستوری جای خود را به مکانیزم عرضه و تقاضا بدهد و همزمان، دولت با حذف عوارض اضافی، انگیزه سفر را در مردم زنده نگه دارد.
تداوم وضعیت فعلی نه تنها ایرلاینها را به سمت ورشکستگی سوق میدهد، بلکه حق دسترسی شهروندان به حملونقل سریع و ایمن را نیز سلب خواهد کرد. آسمان ایران برای بازگشت به روزهای اوج، بیش از هر چیز به ثبات نرخ ارز، تسهیل ورود نقدینگی و نگاه توسعهمحور در قوانین بودجهای نیاز دارد. در غیر این صورت، افت ۲۰ درصدی در تنها آغاز یک سقوط بزرگتر در زیرساختهای هوایی کشور خواهد بود.
آیا مایلید بخش مربوط به «تأثیر قیمت سوخت بر هزینهها» را با جزئیات عددی بیشتری باز کنم تا متن به ۱۰۰۰ کلمه نزدیکتر شود؟
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

