بر اساس نمودار مقایسهای میانگین دمای کشور و استانها از ابتدای بهمن تا ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، گیلان در صدر فهرست بیشترین بیهنجاری مثبت دمایی قرار گرفته و فاصلهای معنادار با سایر استانها دارد. در حالی که میانگین دمای کشور نیز افزایشی بوده و حدود ۲.۷ درجه سانتیگراد بیش از نرمال بلندمدت گزارش شده، شکاف ۵ درجهای گیلان با نرمال اقلیمی، نشاندهنده تمرکز گرمایش در نوار خزری است. نقشه پهنهبندی اختلاف دما نیز این الگو را تأیید میکند؛ بخشهای شمالی کشور، بهویژه سواحل جنوبی دریای خزر، در محدوده رنگهای نارنجی تا قرمز قرار گرفتهاند که بیانگر بیهنجاری مثبت چشمگیر است.
بیهنجاری ۵ درجهای در مقیاس ماهانه، از منظر اقلیمشناسی رقمی بسیار قابل توجه است. در تحلیلهای اقلیمی، حتی انحراف ۱ تا ۲ درجهای از نرمال بلندمدت میتواند نشانه تغییر در الگوهای جوی یا تشدید نوسانات اقلیمی باشد. وقتی این اختلاف به ۵ درجه میرسد، باید آن را بهعنوان رخدادی حدی ارزیابی کرد؛ رخدادی که میتواند پیامدهای چندلایه در بخشهای کشاورزی، منابع آب، بهداشت عمومی و مدیریت انرژی داشته باشد.
در گیلان، افزایش دمای زمستانه میتواند چرخه فنولوژیک محصولات باغی را دچار اختلال کند. جوانهزنی زودرس درختان، افزایش حساسیت به سرماهای دیررس احتمالی در اسفند و فروردین و تغییر در الگوی آفات از جمله پیامدهای مستقیم چنین گرمایی است. همچنین کاهش نیاز گرمایشی خانوارها در کوتاهمدت ممکن است با افزایش مصرف آب و تغییر الگوی مصرف انرژی در بلندمدت جبران شود. از سوی دیگر، گرمایش زمستانی بر ذخیره برف ارتفاعات و در نتیجه بر آورد رودخانهها و منابع آب سطحی در بهار و تابستان اثر میگذارد.
از منظر کلان، تداوم بیهنجاریهای مثبت دمایی در ماههای سرد سال، با آنچه در ادبیات علمی بهعنوان تشدید گرمایش جهانی و افزایش فراوانی رخدادهای حدی شناخته میشود همخوانی دارد. اگرچه نسبت دادن یک ماه گرم به تغییر اقلیم نیازمند تحلیلهای انتسابی دقیق است، اما همزمانی افزایش میانگین کشوری با جهش قابل توجه در استانهای شمالی، زنگ هشدار برای برنامهریزان اقلیمی است.
اکنون پرسش کلیدی این است: آیا بهمن ۱۴۰۴ یک استثنا بود یا بخشی از روندی تکرارشونده؟ پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی سریهای زمانی بلندمدت، تحلیل روندها و ارزیابی فراوانی رخدادهای مشابه در دهههای اخیر است. آنچه مسلم است، ثبت بیهنجاری ۵ درجهای در گیلان را نمیتوان صرفاً یک نوسان ساده دانست؛ این داده، نشانهای روشن از ضرورت بازنگری در سیاستهای سازگاری اقلیمی، مدیریت ریسک و آمادهسازی زیرساختها در برابر زمستانهایی است که دیگر شبیه گذشته نیستند.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

