
به گزارش رونویس به نقل از ورزش سه، ساپینتو پس از برکناری از سرمربیگری استقلال، در گفتوگویی مفصل و صریح با خبرنگار ما به تشریح اتفاقات ماههای اخیر این باشگاه پرداخت و با اشاره به شرایط سخت حضورش در ایران، مشکلات مدیریتی، کارشکنیها، بسته ماندن پنجره نقلوانتقالات و دلایل برکناریاش، روایت متفاوتی از آنچه در استقلال گذشت ارائه داد.
ساپینتو در این مصاحبه ضمن دفاع از عملکرد فنی تیمش، انتقادات تندی را متوجه مدیریت باشگاه کرد و از هواداران و اعضای کادر فنی خود قدردانی به عمل آورد که گزیدهای از حرفهای او را در زیر میخوانید:
* در شرایط جنگی هم استقلال را رها نمیکردم
* دروغ بزرگ گفتند و برکناری من از پیش طراحی شده بود
* استقلال قربانی منافع شخصی یک مدیر غیرورزشی شد
* هیچ ارادهای برای قهرمانی وجود نداشت
* پنجرهای که هرگز باز نشد و تیمی که تنها ماند
* سرمربی تیم صدرنشین را در هیچ جای دنیا برکنار نمیکنند
* تا آخرین روز به احترام هواداران ماندم
* استقلال بزرگ قربانی مدیریت غیرحرفهای شد
مشروح گفتوگوی ریکاردو ساپینتو با “ورزش سه” آمده است:
پذیرفتن ریسک بزرگ به عشق استقلال
من در سختترین شرایط با کمال افتخار به عشق هواداران پرشور استقلال پیشنهاد باشگاه را پذیرفتم و در موقعیتی به ایران آمدم که هیچ مربی خارجی دیگری این ریسک را نمیپذیرفت، اما حاضر بودم در شرایط جنگی حتی به صورت زمینی خودم را به تهران برسانم تا یک مأموریت نیمهتمام را به پایان برسانم. در هفتهها و ماههای اخیر بارها از جانب سفارت و دوستان و هموطنانم به من گفته شد ایران را ترک کنم اما این کار را نکردم چرا که میخواستم تا آخرین روز در کنار شاگردانم بمانم و با شجاعت به این مبارزه برای رسیدن به موفقیت و قهرمانی ادامه بدهیم، اما در مقابلش نه تنها از جانب تاجرنیا شاهد کمترین تشکر و قدردانی نبودم بلکه ادامه کارشکنیها نشان داد هیچ ارادهای برای موفقیت استقلال وجود ندارد!
سکوت برای حفظ آرامش تیم
از ابتدای فصل بارها برای حفاظت از آرامش تیم تلاش کردم با صبر و سکوت مشکلات درون خانواده باقی بماند اما امروز میبینم که لازم است حقایق بازگو شود.
شروع فصل با کارشکنی و ترکیب ناقص
فکر میکنم هیچکس موقعیت و شرایط سخت ما در شروع فصل را فراموش نکرده، تاجرنیا به خواست هواداران من را انتخاب کرد انگار که فقط میخواست به خواسته آنها در ظاهر احترام بگذارد اما از ابتدا مایل به این همکاری نبود و از همان زمان کارشکنیها آغاز شد. هیچکس فراموش نکرده که ما با ترکیبی ناقص و تنها ۱۳ بازیکن به اردوی ترکیه رفتیم اما وقتی که زمان را از دست دادیم و از همه حریفانمان عقبتر بودیم تاجرنیا به جایگاه سرپرستی تیم رسید تا مثل یک ناجی ظاهر شود و موفقیت در نقلوانتقالات را به اسم خودش ثبت کند.
قهرمان نقلوانتقالات، قربانی شدن تیم
خریدها انجام شد و تاجرنیا عکسهای یادگاری خودش را ثبت کرد اما تیم من زمان آمادهسازی را از دست داد و بخشی از امتیازات بازیهای ابتدایی فصل به همین راحتی از دست رفت تا سرپرست غیرورزشی استقلال قهرمان نقلوانتقالات دیرهنگام لقب بگیرد.
کمبود امکانات و وعدههای توخالی
تیم ما از همان ابتدای فصل تنها بود و سادهترین امکانات مورد نیاز برای موفقیت مثل زمین تمرین و زمین مسابقه مناسب، تدارکات و پشتیبانی مورد نیاز و پرداختهای منظم را شاهد نبودیم اما مدیرعامل علاقهمند به شهرت هر هفته از انتظار قهرمانی میگفت. درست در حساسترین شرایط فصل خبر شوکهکننده محرومیت نقلوانتقالاتی منتشر شد و تاجرنیا بارها به من، اعضای تیم و حتی رسانهها اعلام کرد این پنجره باز میشود و هیچ مشکلی نخواهیم داشت که این هم یک دروغ بزرگ بود!
بسته ماندن پنجره و فاجعه مدیریتی
پنجره هرگز باز نشد و این شاهکار مدیریتی تاجرنیا استقلال را در سختترین موقعیت ممکن در مقایسه با رقبا قرار داد. ما تنها تیمی بودیم که علیرغم مبارزه در سه جام شانس خرید بازیکنان مورد نیاز را از دست دادیم و نتوانستیم مثل رقبا نفرات مورد نیاز در بعضی از پستها را جذب کنیم. مدیرعامل غیرورزشی اما به جای پاسخگویی در قبال این فاجعه ترجیح داد از این فرصت برای ثبتنام در انتخاباتهای مختلف استفاده کند و به اهداف غیرورزشی خودش فکر کند!
پنهان شدن مدیرعامل و پرداخت نشدن مطالبات
تاجرنیا ماههاست که خودش را از تیم پنهان میکرد، هیچ اقدامی برای پرداخت معوقات من، همکارانم و بازیکنان تیم انجام نداد، حتی اجاره معوقه منزل ما را پرداخت نکرد، حقوق مربیان و بازیکنان خارجی عقب افتاد و زمانی که منیر الحدادی بازیکن بزرگ و حرفهای تیم به این بدقولیها اعتراض کرد حرفهای کاملاً درست و اعتراضات منطقی منیر را تکذیب کردند در حالی که صحبتهای او کاملاً درست بود.
اردوی غیرحرفهای و از دست دادن بازیکنان کلیدی
ما در بدترین شرایط ممکن و به صورت کاملاً غیرحرفهای با وضعیتی که در شأن باشگاه بزرگ استقلال نبود راهی اردن شدیم، مدتها با مشکل زمین تمرین مواجه بودیم که باعث مصدومیت بسیاری از بازیکنانمان شد، علاوه بر اینکه به دلیل محرومیت نتوانستیم خودمان را تقویت کنیم و بازیکن جدیدی جذب کنیم بازیکن تأثیرگذاری مثل اندونگ را به دلیل اقدامات آماتور باشگاه و شخص تاجرنیا از دست دادیم در حالی که به دروغ میگفتند ساپینتو اندونگ را نخواسته اما او یکی از بازیکنان تأثیرگذار و ثابت ما در نیمفصل اول بود و رسماً اعلام کرد که به دلیل عدم انجام تعهدات باشگاه قراردادش را فسخ کرده.
ماندن پای کار با وجود همه سختیها
من با وجود همه این مشکلات و سختیها تسلیم نشدم. زمانی که بعد از پیروزی درخشان مقابل سپاهان بازیکنان کلیدی و اعضای کادر فنی را از دست دادم ماندم و با همه انرژی و توانم تیم را حفظ کردم. به فکر رفتن و نگران خودم نبودم چرا که موفقیت استقلال از هر چیزی مهمتر بود.
مدیریت سایر باشگاهها و بیتفاوتی در استقلال
با این وجود دیدید که مسئولین سایر باشگاهها خیلی زود شرایط را مدیریت کردند، تیمها و بازیکنان خارجی خودشان را حفظ کردند و با ترکیب کامل به میدان میرفتند اما برای ما مدیریتی وجود نداشت که به فکر رفع نگرانی بازیکنان و کادر باشد و در چند مسابقه برخلاف رقبا بازیکنان کلیدی خودمان را در اختیار نداشتیم. این مشکلات برای او کمترین اهمیتی نداشت و تنها به دنبال اجرای نقشه برکناری بود.
برتری فنی و تصمیم از پیش تعیینشده
تیم ما در هر دو بازی رفت و برگشت مقابل نماینده اردن کاملاً برتر بود و باید به پیروزی میرسیدیم. حریف ما در هر دو بازی رفت و برگشت هیچ برتری قابل توجهی نداشت و ما تنها با اتفاقات و اشتباهات فردی بازی را واگذار کردیم. در مسابقه رفت فقط یک شوت به سمت دروازه ما زده شد و گل سالم رستم را نپذیرفتند.
ترس از قهرمانی استقلال
ما تنها تیمی بودیم که علیرغم محرومیت در سه جام حضور داشتیم و همچنان شانس اول قهرمانی در لیگ و جام حذفی بودیم و با دو بازی کمتر تنها یک امتیاز با صدر جدول فاصله داشتیم که این موضوع تاجرنیا را به وحشت انداخت تا قبل از بازی روز یکشنبه بتواند ضربه کاری خودش را به تیم وارد کند. او با این وجود که فوتبالی نیست میدانست با توجه به شکست پرسپولیس و گلگهر شانس قهرمانی افزایش یافته پس نباید بگذارد ساپینتو به این عنوان برسد و خیلی زود دست به کار شد.
برکناری بیدلیل و تکرار یک روند
هیچ دلیل منطقی و فنی برای این تصمیم وجود نداشت؛ به جز خواستههای شخصی یک مدیر غیرورزشی که استقلال بزرگ را قربانی خواستهها و منافع شخصی خودش کرده؛ همانطور که در فصل گذشته بدترین اتفاقات را در این باشگاه رقم زد. من نهمین مربی هستم که در دوره مدیریت تاجرنیا برکنار میشود و شما در هیچ کجای دنیا نمیبینید که مربی تیم صدرنشین جدول را برکنار کنند و مدیر یک باشگاه اصلیترین سد راه موفقیت باشگاه باشد.
مشکل اصلی استقلال
مشکل اصلی استقلال مدیریت غیرحرفهای است که آرزوهای هواداران عاشق این باشگاه را بر باد داده و تا زمانی که این فرد برای کسب شهرت در این باشگاه حضور دارد هیچ موفقیتی برای این باشگاه رقم نخواهد خورد.
قدردانی از کادر فنی و افشای یک رفتار غیراخلاقی
در اینجا میخواهم از همکاران خودم در کادر فنی خصوصاً همکاران و مربیان پرتغالی که در شرایط سخت کنار من بودند همچنین اعضای ایرانی کادر تشکر کنم از جمله از خسرو حیدری که همواره یک شخصیت محترم، قدرشناس و وفادار بوده که با تعصب واقعی به موفقیت استقلال فکر میکند و هر کسی مانند او نیست. همچنین بهزاد غلامپور که شخصیت صادقی دارد و هیچ وقت به شما پشت نمیکند. همینطور دوستان سختکوش و پرتلاش من فرزاد و فرهاد، تکتک اعضای کادر، آنالیز، پزشکی، تدارکات مجید و اکبر که برای موفقیت تیم تلاش میکردند.
کنایه سنگین و حمله شدید به وریا
در اینجا باید بگویم شگفتانگیز است که یک فرد جوان بدون مدرک مربیگری از شما درخواست میکند به کادر فنیتان بپیوندد تا تجربه کسب کند، اما همزمان به این فکر میکند که چگونه جای شما را بگیرد. دو روز در تمرینات غیبت میکند و حتی به دیگران میگوید نیازی به حضور در تمرینات نیست چون سرمربی برکنار خواهد شد. به نظر من، اولین درس زندگی قدردانی و احترام است. زشتترین ویژگی در زندگی این است که شأن و جایگاه کسی را که چیزی به تو آموخته نادیده بگیری.
پیام پایانی به هواداران استقلال
کسی که قدرشناسی و وفاداری نداشته باشد، هرگز به موفقیت واقعی نخواهد رسید. وقتی کسی به شما لطف کرده لازم است که این خوبی را فراموش نکنید و برای رسیدن به جایگاهی که استحقاق آن را ندارید تلاش نکنید. در نهایت به احترام هواداران پرشور و متعصب استقلال بزرگ و بازیکنان مبارز و جنگجویی که برای موفقیت تلاش میکنند امیدوارم در ادامه فصل نتایج خوبی برای تیمم رقم بخورد چرا که استقلال همیشه شایسته بهترینهاست.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

