بسیاری از افراد تصور میکنند که افسردگی همیشه با چهرهای درهمکشیده، گریههای مداوم و ناتوانی در برخاستن از تختخواب همراه است. اما واقعیت دنیای سلامت روان نشان میدهد که نوعی از این اختلال وجود دارد که تشخیص آن برای اطرافیان و حتی خود فرد، دشوار است. این وضعیت که در اصطلاح روانشناسی به آن «افسردگی خندان» میگویند، توصیفگر افرادی است که در ظاهر بسیار شاد، موفق و پرانرژی به نظر میرسند؛ اما در لایههای درونی وجودشان با دردی عمیق و فرساینده دستوپنجه نرم میکنند. در دنیای امروز که فشار برای خوب به نظر رسیدن در محیطهای کاری و خانوادگی بسیار زیاد بوده، این نوع افسردگی به یک چالش جدی تبدیل شده است.
طبق آمارهای رسمی، حدود ۱۰ درصد از افراد جامعه به نوعی از افسردگی مبتلا هستند و نکته تکاندهنده این است که تخمین زده میشود تا ۴۰ درصد از این بیماران در دسته افسردگی خندان قرار میگیرند. این افراد معمولاً کسانی هستند که مسئولیتهای خانوادگی و شغلی خود را به نحو احسن انجام میدهند، در مهمانیها میخندند و به دیگران روحیه میدهند، اما به محض اینکه تنها میشوند، زیر بار سنگین غم و پوچی فرو میروند. این تضاد میان درون و بیرون، نهتنها درمان را به تأخیر میاندازد، بلکه خطر اقدامات جبرانناپذیر را نیز افزایش میدهد.
در موارد شدید، این وضعیت میتواند حتی به افکار خودکشی منجر شود. محققان دانشگاه کمبریج هشدار میدهند که این شرایط ریسک بالایی دارد؛ زیرا برخلاف افسردگی کلاسیک که فرد را فلج میکند، این افراد انرژی لازم برای اجرای نقشههای خطرناک خود را دارند.

۱- خستگی مفرط و فرسودگی ذهنی
یکی از بارزترین علائم این وضعیت، احساس خستگی است که با استراحت معمولی برطرف نمیشود. توبی اینگهام، روانشناس، معتقد است که نگه داشتن لبخند بر صورت وقتی فرد از درون حال خوبی ندارد، انرژی و منابع روانی عظیمی را مصرف میکند. این افراد در پایان روز به شدت فرسوده هستند، زیرا تمام توان خود را صرف حفظ نقاب شادی کردهاند. این خستگی مفرط معمولاً با اختلال در خواب، کاهش تمرکز و مشکل در به یاد آوردن مسائل روزمره همراه است.
۲- سردردها و مشکلات گوارشی
دردهای جسمانی بدون علت پزشکی مشخص، از دیگر نشانههای افسردگی پنهان است. این مشکلات که بهعنوان دردهای سایکوسوماتیک یا روانتنی شناخته میشوند، اغلب بهصورت سردردهای مزمن یا دردهای ناحیه شکم بروز میکنند. وقتی ذهن راهی برای ابراز رنج خود پیدا نمیکند، بدن با ایجاد درد واکنش نشان میدهد. بسیاری از این افراد به جای مراجعه به روانشناس، مدام در حال مصرف داروهای مسکن برای تسکین این دردهای جسمی هستند.

۳- پرخوری و تغییرات اشتها
تغییر در عادات غذایی یکی از واکنشهای دفاعی بدن در برابر افسردگی است. در حالی که برخی افراد اشتهای خود را از دست میدهند، بسیاری از مبتلایان به افسردگی خندان به پرخوری افراطی روی میآورند. غذا خوردن برای این افراد به یک ابزار تسکیندهنده تبدیل میشود تا خلأ درونی خود را پر کنند. این پرخوری معمولاً با حس گناه پس از مصرف غذا همراه است که خود باعث تشدید چرخه افسردگی میشود.
۴- احساس سنگینی در دستها و پاها
فرد ممکن است احساس کند که بدنش برای حرکت کردن بیش از حد سنگین شده است. این وضعیت باعث میشود که او ساعتها روی کاناپه بماند و برای فرار از واقعیت، مدام به تماشای فیلمها یا سریالها بپردازد. برای مثال، تماشای مداوم آثاری مثل فیلم جوکر (Joker) که به خوبی تضاد خنده و درد را نشان میدهد، یا فیلم نمایش ترومن (The Truman Show) که در آن فرد در یک دنیای ساختگی زندگی میکند، میتواند راهی برای همذاتپنداری پنهانی این افراد باشد. در فیلم نمایش ترومن، قهرمان داستان تلاش میکند از نقابهای اطرافش فرار کند؛ دقیقاً همان کاری که بیمار مبتلا به افسردگی خندان آرزوی انجامش را دارد.

۵- حساسیت مفرط به انتقاد یا طرد شدن
افرادی که از افسردگی خندان رنج میبرند، تمام تلاش خود را میکنند تا تایید دیگران را به دست آورند. به همین دلیل، کوچکترین نقد یا حس طرد شدگی از سوی خانواده یا همکاران، آنها را به شدت فرو میریزد. اگرچه آنها در ظاهر ممکن است که با یک خنده از کنار انتقاد بگذرند، اما در درون دچار فروپاشی میشوند و ساعتها به آن موضوع فکر میکنند. این حساسیت بالا ناشی از لرزان بودن پایه تظاهر به شادی در آنهاست.
۶- خوابیدن بیش از حد معمول
بیمیلی به بیدار شدن و شروع روز، یک زنگ خطر جدی است. این افراد ممکن است که ساعتهای طولانی بخوابند یا حتی پس از بیدار شدن، تمایلی به خروج از تختخواب نداشته باشند. خواب در اینجا نقش یک پناهگاه را ایفا میکند که فرد را از اجبار برای «خوب به نظر رسیدن» در دنیای بیرون معاف میکند. اگر بیدار کردن فرد حتی برای فعالیتهای لذتبخش دشوار شده، باید به وضعیت روانی او شک کرد.

۷- کنارهگیری و کاهش علاقه به فعالیتهای روزانه
کاهش تمرکز و از دست دادن توانایی عملکرد صحیح در انجام فعالیتهای عادی، از نشانههای مهم است. فرد ممکن است که به تدریج از سرگرمیها و علایق خود دست بکشد. برای مثال اگر کسی همیشه به تحلیل فیلمهای سینمایی علاقه داشته، اما اکنون نسبت به آن بیتفاوت است، یک تغییر درونی را نشان میدهد.
چگونه از این افراد حمایت کنیم؟
تشخیص افسردگی خندان سخت است؛ زیرا فرد به شدت برای مخفی کردن آن تلاش میکند. در این زمینه، باید به رفتارهایی که با شخصیت واقعی فرد همخوانی ندارد، توجه کرد؛ مثلاً وقتی کسی بیش از حد تلاش میکند تا در یک جمع «روح مجلس» باشد و رفتارهایی اغراقآمیز انجام میدهد، ممکن است که در حال جبران افراطی حال بد خود باشد. برای حمایت از این افراد، باید فضایی امن و بدون قضاوت ایجاد کرد. توبی اینگهام پیشنهاد میدهد که در یک موقعیت مناسب و به دور از جمع، با لحنی دلسوزانه از آنها بپرسید که واقعاً چه احساسی دارند.
اگر متوجه شدید که رفتار کسی تغییر کرده، موضوع مراجعه به پزشک یا مشاور را با ملایمت مطرح کنید. درمانهایی مانند رفتاردرمانی شناختی (CBT) به این افراد کمک میکنند که افکار خود را بازنگری کرده و به جای پنهانکاری، با ریشههای غم خود مواجه شوند. به یاد داشته باشید که ابراز غم نشانه ضعف نیست. بزرگترین هدیهای که میتوان به یک فرد مبتلا به افسردگی خندان داد، این است که به او بفهمانیم مجبور نیست همیشه لبخند بزند و ما او را با تمام دردهایش میپذیریم.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

