به گزارش رونویس، چند روز قبل مرد تاجری خودرواش را کنار خیابانی در غرب تهران پارک کرد تا به یک مرکز خرید برود. اما هنوز از عرض خیابان عبور نکرده بود که ناگهان یک خودروی ال ۹۰ جلوی پایش توقف کرد و پسر جوانی که روی صندلی جلو نشسته بود به او گفت: «ما مأمور مبارزه با مواد مخدر هستیم و شما باید همراه ما بیایید.»
بعد از آن، یکی از سرنشینان عقب خودرو پیاده شد و در حالی که در را برایش باز کرده بود، از مرد تاجر خواست تا سوار شود. به قدری این ماجرا سریع و ناگهانی رخ داد که مرد تاجر حتی به ذهنش خطور نکرد که از آنها مدرک شناسایی بگیرد. هنوز مسافتی نگذشته بودند که همان پسر جوانی که خودش را مأمور معرفی کرده بود، به سمت او برگشت و گفت: «به ما گزارش شده که شما در کار خرید و فروش مواد مخدر هستید، اما از آنجا که شما فرد سرشناسی هستید، اگر میخواهی که به مقر پلیس نرویم و چند روزی از کار و زندگی نیفتی و این ماجرا بین خودمان حل و فصل شود بهتر است که با ما راه بیایی.»
مرد تاجر که به موضوع شک کرده بود، حاضر به این کار نشد اما پسران جوان با تهدید و ضرب و جرح وی، او را وادار کردند برایشان پول واریز کند. بنابراین مرد میانسال که چارهای نداشت، مبلغی پول که در حسابش بود را به حسابی که آنها در اختیارش قرار داده بودند واریز کرد. اما این پایان کار نبود و آنها از وی مبلغ بیشتری خواستند. وقتی مدعی شد پول بیشتری ندارد، از او خواستند به دوستانش زنگ بزند و پول مورد نظر را قرض بگیرد که او هم به ناچار قبول کرد.
زمانی که انتقال پولها تمام شد، با گذشت دو ساعت هراس و دلهره، راننده خودروی ال ۹۰ در کنار خیابان توقف کرد و مرد تاجر پیاده شد. اما او زمانی که به خانه رسید و موضوع را با همسرش در میان گذاشت، همسرش به او گفت: «بی تردید افرادی که تو را سوار خودروشان کردهاند، مأمور قلابی بودهاند و با این شیوه از تو اخاذی کردهاند.»
دستگیری مأموران قلابی
وقتی مرد تاجر به پلیس مراجعه و شکایت کرد، به دستور بازپرس عظیم سهرابی، تحقیقات در این خصوص آغاز شد و مأموران با استعلام شماره کارتی که پول به حسابش واریز شده بود، هویت پسر جوانی به نام آرش را به دست آوردند. مأموران پس از هماهنگیهای قضایی به سراغ آرش رفته و او را دستگیر کردند. شاکی نیز به محض مشاهده متهم، او را شناسایی کرد.
در ادامه سه همدست دیگر او نیز بازداشت شده و به دستور بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی پایتخت، متهمان در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار گرفته و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
شرطبندی دردسرساز
آرش درباره جزئیات این ماجرا گفت: «فکرش را هم نمیکردم این مرد از ما شکایت کند به همین خاطر شماره کارت خودم را به او دادم تا پول را برایم واریز کند.»
چه مدت است به این شیوه سرقت میکنید؟
ما اصلاً سارق نیستیم، اولین بار بود که دست به سرقت زدیم. البته الان هم با اتهام آدمربایی مواجه هستیم و هم سرقت. همه چیز از یک بازی شروع شد و واقعاً تصورش را نمیکردیم آخرش اینقدر جدی شود. ما شوخی شوخی شرطبندی کردیم و جدی جدی خلافکار شدیم.
بیشتر توضیح میدهی؟
هر چهار نفر ما به یک میهمانی شبانه دعوت شدیم. بعد از مصرف مشروبات الکلی، شروع به بازی پانتومیم کردیم و شرط بستیم هر که باخت، دزدی کند. این ماجرا واقعاً با یک شوخی شروع شد و ما هم در بازی پانتومیم باختیم. ناچار شدیم به سرقت برویم و سناریویی را طراحی و اجرا کردیم. در خیابان پرسه میزدیم و ناگهان مردی را دیدیم که از خودروی مدل بالایی پیاده شد و به سمت مرکز خرید رفت. ما هم با این تصور که او پولدار است، به سراغش رفتیم و خودمان را مأمور معرفی کردیم که بترسد و به حرفمان گوش کند. باور کنید حتی تصورش را هم نمیکردیم پلیس به این زودی ما را دستگیر کند.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

