
به گزارش رونویس؛ طرفهای پیروز در جنگ جهانی دوم با ایجاد ساختار «سازمان ملل متحد» و تقسیم «حق وتو» میان خود در پی «تامین نهادمند» منافعشان در بلندمدت بودند.
این طرفها پیشتر و به خصوص در بزنگاهها حفظ ظاهر کرده و با جلب نظر مساعد سازمان ملل سعی در مشروعیتبخشی به رفتارشان داشتند؛ هر چند در بعضی مقاطع مثل حمله دوم ایالات متحده به عراق، نئوکانها نیازی به همراهی شورای امنیت ندیدند و یکجانبه قصد جان صدام کردند.
پس از زلزله «هفتم اکتبر» و به خصوص پس از ورود دوباره ترامپ به اتاق بیضی، اصول کنشگری در نظام بینالملل دستخوش تغییرات جدی -و به نظر بیبازگشت- شده است. به این معنا که قدرتها -و در راسشان ایالات متحده- «بدون حفظ ظاهر» و با تعیین یکجانبه حدود امنیت ملی خود در هر نقطه از جهان و مساویگرفتن آن با «امنیت بینالملل» میکوشند به اقدامات ولو تخریبی و تهدیدی جامه عقلانیت و مشروعیت بپوشانند.
در چنین وضعیت آشوبناکی، جایگاه سازمان ملل در حد یک «موعظهخوان مصلح» فروکاسته شده است. ما اکنون با جلوه تازهای از وضعیت آنارشیک در نظام بینالملل مواجه هستیم.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

