رونویس – مریم شیرافکن : روابط عاطفی در دنیای امروز، دیگر شباهت چندانی به روایتهای ساده عاشقانه ندارند. زن و مرد هر دو وارد رابطه میشوند با کولهباری از تجربههای قبلی، ترسها، خاطرهها و انتظارات ناگفته. در این میان، برخی رفتارهای زنان در روابط—از سکوتهای ناگهانی تا واکنشهای احساسی غیرمنتظره—اغلب بهعنوان «سختگیری» یا «بازی دادن» تعبیر میشود؛ در حالی که این رفتارها معمولاً نشانههایی از یک نیاز عمیقتر هستند: امنیت عاطفی.
وقتی زنی از نظر احساسی درگیر میشود، آسیبپذیر میشود. این آسیبپذیری، ناخودآگاه او را به سمت سنجش طرف مقابل سوق میدهد. آزمونهای عاطفی، نه برای کنترل، بلکه برای یافتن پاسخ به یک پرسش اساسی شکل میگیرند: «آیا میتوانم در لحظات سخت به تو تکیه کنم؟»

کنجکاوی نسبت به گذشته عاطفی شریک، از دیگر رفتارهایی است که اغلب سوءبرداشت میشود. نگاه کردن به روابط قبلی یا مقایسه ناخواسته، الزاماً از حسادت نمیآید؛ بلکه تلاشی است برای فهم جایگاه خود در رابطه و یافتن معنا در روایت مشترک. زن میخواهد بداند آیا این رابطه، مسیری امنتر از تجربههای قبلی خواهد داشت یا نه.
از سوی دیگر، بسیاری از زنان نیازهای عاطفی خود را مستقیم بیان نمیکنند. تجربههای پیشین، به آنها آموخته که گفتن صریح احساسات، همیشه با شنیده شدن همراه نیست. به همین دلیل، احساسات گاهی در قالب رفتار بروز میکند؛ رفتاری که اگر درک نشود، به سوءتفاهم و فاصله منجر میشود.
کارشناسان روابط معتقدند بخش قابل توجهی از شکستهای عاطفی، نه به دلیل نبود عشق، بلکه به دلیل ناتوانی در تأمین امنیت روانی اتفاق میافتد. رابطهای که در آن ثبات رفتاری، پاسخگویی احساسی و احترام متقابل وجود داشته باشد، بهمرور این آزمونها را کاهش میدهد و فضا را برای صمیمیت واقعی باز میکند.
در نهایت، روابط سالم زمانی شکل میگیرند که دو طرف بپذیرند عشق فقط احساس نیست؛ مسئولیت است. مسئولیت فهمیدن دنیای درونی دیگری، بدون قضاوت و سادهسازی. شاید اگر این واقعیت بیشتر دیده شود، بسیاری از رابطهها پیش از آنکه ناتمام بمانند، فرصت بالغ شدن پیدا کنند.
منبع: medium
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

