
آرسنال مقاوم مقابل فروپاشی؛ لیدزیونایتد جرقۀ سقوط آموریم

در هفتهای که روبن آموریم هم مثل انزو مارسکا شغلش را از دست داد، آرسنال میخش را محکم کوبید و منچسترسیتی مقابل چلسی با سرمربی موقت و تازهکارش امتیاز از دست داد.
بازهم یک هفتۀ پرتلاطم دیگر در لیگ برتر انگلیس رقم خورد؛ هفتهای که گلهای دقیقه آخری سرنوشتساز شدند؛ منچسترسیتی در دقیقه ۹۴ و لیورپول در دقیقه ۹۷ بردهای خود را از دست دادند تا همچنان پشت سر رقبای خود باقی بمانند. مهمترین اتفاق هفته اما مربوط به منچستریونایتد است؛ باشگاهی که با قرارگیری در رده ششم جدول، روبن آموریم را به بهانه رسیدن به رتبههای بالاتر اخراج کرده است.

استون ویلا ۳-۱ ناتینگهام فارست؛ تیم امری هنوز تسلیم نشده است
به دو نیمکت نگاه میکنم. یکی از این دو باشگاه در اندیشه حضور در لیگ قهرمانان اروپاست و صحبت از این است تا سرمربیاش، اونای امری، را پای قرارداد ۱۰ ساله بنشاند. امری اگر بخواهد، مطمئناً میتواند تا آخر عمر روی حقوق ویلا حساب کند.
در نیمکت کناری، شان دایچ نشسته است. اگر او نتواند جلوی نزول و سقوط نگرانکننده ناتینگهام فارست را بگیرد، شاید خوششانس باشد اگر ۱۰ بازی دیگر هم روی نیمکت بماند. زندگی برای یک سرمربی تیم لیگ برتر خیلی سریع عوض میشود. چهار بازی پیش، دایچ بابت پیروزی ۳-۰ تیمش برابر تاتنهام و در ماه نوامبر با همان نتیجه در آنفیلد مقابل لیورپول، تحسین زیادی شد. اما فارست از آن زمان حتی یک امتیاز هم نگرفته و در مقابل ویلا اثری از اینکه بتوانند جلوی واکنش سریع استون ویلا پس از شکست سنگین ۴-۱ مقابل آرسنال در میانه هفته را بگیرند، دیده نمیشد.
فارست بازی را با سیستم ۱-۵-۴ شروع کرد که برای بیشتر نیمه اول عملاً ۱-۰-۹ شده بود. همه عقب نشسته بودند و تقریباً تا اواخر نیمه اول موفق شدند بازی را بدون گل نگه دارند. اما شوت پرقدرت و زیبای اولی واتکینز از ۲۰ متری، دروازهبان فارست، جان ویکتور، را غافلگیر کرد و خیلی زود بعد از شروع نیمه دوم، جان مکگین یک حرکت هماهنگ را تمام کرد و گل دوم را زد.

حتی وقتی مورگان گیبس وایت بعد از یک اشتباه از ویکتور لیندلوف گل زد و نتیجه را ۲-۱ کرد، فارست عملاً هرگز تهدیدی جدی برای برهمزدن ریتم ویلا ایجاد نکرد. سپس اشتباه خندهدار جان ویکتور کمی بعد دوباره به مکگین اجازه داد گل دوم خودش را بزند و پرونده فارست پس از آن بسته شد.
دایچ در وضعیت آسانی وارد نشد و ارث چشمگیری هم به دست نیاورده بود و بدون شک کارهای مثبت زیادی هم انجام داده است، اما این نمایش واقعاً اسفبار بود؛ بیهدف، بیمنظور و بدون هیچ جاهطلبی. نمایش فارست کاملاً در عملکرد جان ویکتور خلاصه میشد. چرا دایچ او را به ماتس سلس ترجیح میدهد، دروازهبانی که شاید بتوان گفت فصل گذشته بهترین دروازهبان لیگ بود، فقط خود او میداند.
آخرین سرمربی فارست که چهار باخت پیاپی در لیگ در اواخر سال ۲۰۲۳ داشت، استیو کوپر بود که قبل از کریسمس اخراج شد. جانشین او، نونو اسپیریتو سانتو، یکی از دو مربی فارست بود که در این فصل کنار گذاشته شدند و حالا هدایت وستهام را بر عهده دارد؛ تیمی که مثل فارست بدجوری در دام سقوط گرفتار آمده است.
حریف فارست در دیدار «حیاتی» ششم ژانویه، وستهم است. اگر دایچ مقابل نونو، مربیای که هنوز هم نزد بسیاری از هواداران فارست محبوب است، کم بیاورد، باید برای مالک باشگاه، اوانجلوس ماریناکیس، توضیحات قانعکنندهای داشته باشد. قانع کردن ماریناکیس کار هر کسی، حتی مردی چون شان دایچ، نیست!
برایتون ۲-۰ برنلی؛ آسانسور در مسیر سقوط
برایتون با یک پیروزی راحت مقابل تیم بحرانزده برنلی، به روند ششبازیِ بدون برد خود پایان داد. این نتیجه، «مرغان دریایی» را تا رده هشتم جدول بالا کشید، در حالی که «کلارتها» در رتبه نوزدهم باقی ماندند و شش امتیاز تا منطقه امن فاصله دارند؛ ضمن اینکه روند فاجعهبارِ بدون برد آنها حالا به ۱۱ بازی رسیده است. تیم اسکات پارکر و امیدهای تیمش برای ماندن در سطح اول فوتبال انگلیس با آمار فاجعهبار تقریباً صفر است: آنها از ۲۶ اکتبر تاکنون فقط ۲ امتیاز از ۳۳ امتیاز ممکن کسب کردهاند.
اما بعد از ناکامی در کسب حتی یک برد طی دسامبرِ ناامیدکننده، بازیِ خانگی مقابل برنلیِ ازپاافتاده به بهترین نوشداروی سال نو برای برایتون تبدیل شد.
وولورهمپتون ۳-۰ وستهم؛ آنها نمیخواهند بدترین تیم تاریخ لیگ برتر شوند!
وقتی برای بقا میجنگید، باید در مقابل تیمی که بسیاری او را نامزد بدترین تیم تاریخ لیگ برتر میدانند، به پیروزی چنگ بزنید.
اما با حالوروزی که وستهام مقابل تیم قعرجدولی ولورهمپتون فروپاشید، پرسشهای جدیای درباره توان آنها برای فرار از سقوط و مهمتر از آن، «دل و جگرِ جنگیدن»، به وجود آمد.
نمایشی واقعاً تکاندهنده بود و تسلیمشدن آنها در نیمه اول، این فرصت را به شاگردان راب ادواردز داد تا خیلی غیرقابلانتظار مثل بولدوزر از روی حریف خود رد شوند و ۳-۰ پیش بیفتند؛ طوری که چکشها را شبیه ناامیدترین تیم لیگ نشان داد.
ناامیدکننده بود؛ در تیم نونو اسپیریتو سانتو نه جنگندگی دیده میشد و نه خلاقیت؛ خلاصهاش اینکه هیچ امیدی در کار نبود. این بدترین فرمول و حالت ممکن برای تیمی در خطر سقوط است. و شاید تلخترین بخش ماجرا برای سههزار هوادار وستهام این بود؛ این شکست اصلاً هم غافلگیرکننده نبود.
آنها با وحشت نظارهگر نیمه اولی بودند که در آن، ولوز با تکلهای محکم و حملات پیدرپی، دفاع وستهام را تکهتکه کرد. نونو، که تیمش حتی یک شوت در چارچوب ثبت نکرد، در این باره گفت:
باید خیلی چیزها را عوض کنیم و این موضوع فقط با حرف درست نمیشود. امروز روز سختی برای همه بود و ما خیلی بیشتر از اینها از بازیکنانمان میخواستیم. نحوهای که بازی را شروع کردیم و شکلی که بازی کردیم، خجالتآور بود. یادم نمیآید هیچوقت در زمین فوتبال اینقدر احساس بدی داشته باشم.
این نتیجه اصلاً شانسی نبود. ولوز تیم بهمراتب بهتری بود. گرگها نخستین برد خود در لیگ برتر از آوریل گذشته را به دست آوردند و اولین بردشان در این فصل پس از ۲۰ تلاش ناموفق.
گلهای جان آریاس، هیچان هوانگ و متئوس مانه ۱۸ ساله حداقل پاداشی بود که سزاوارش بودند. هرچند ولوز همچنان مدعی جدی سقوط باقی خواهد ماند، اما نشان دادند دستکم با جنگیدن و مبارزه سقوط خواهند کرد.

اما وستهم با این شکست هرچه بیشتر در باتلاق و غرقشدن فرو رفت. ۹ نبرد بدون پیروزی، نونو و وستهام را در آستانه چشماندازی تیره از سقوط قرار داده است. در حالیکه هواداران «مولینیو»، ورزشگاه وولوز، هنوز هم هرگز کار بزرگی را که او در اینجا برای آنها انجام داد فراموش نکردهاند و سرمربی پرتغالی را با شعار «نونو هوادار وولوزه، نونو هوادار وولوزه» بهشدت تشویق کردند.
این شعار سکوهای سرمست از شادی بود. وولوز در تمامی این فصل چیزی فراتر از بد بوده است، اما شاید این حقیقت را فهمیدهاند که حداقل نباید بهعنوان بدترین تیم تاریخ لیگ برتر سقوط کنند. این ننگ هنوز متعلق به دربی کانتی است و مجموع امتیاز حیرتانگیزِ ۱۱ در فصل ۰۸-۲۰۰۷.
عجیب نبود نونو بعد از سوت پایان مستقیم راهی رختکن شد. تیم او بهتماممعنا از قعرنشین جدول درس فوتبال گرفته بود؛ درس مبارزه و تلاش. این شکست تحقیر تمامعیاری بود.
بورنموث ۲-۳ آرسنال؛ رایس مراقب اوضاع بود
دکلان رایس با سرعت به سمت هواداران آرسنال که در گوشه ورزشگاه جمع شده بودند دوید، با هر دو دست دوربین تلویزیونی را گرفت و یک بوسه محکم روی لنز آن زد. او فقط تجهیزات پخش تلویزیونی را در آغوش نکشید، بلکه راهپیمایی آرسنال به سمت قهرمانی در لیگ برتر را هم در آغوش گرفت.
در حالی که تیم آرسنال نفسنفسزنان، عصبی و مضطرب بود؛ بعد از اینکه گابریل با یک اشتباه ناباورانه گل اول را به بورنموث هدیه داد و خاطرنشان کرد حتی خونسردترینها هم گاهی میلرزند، رایس جلو آمد و اولین بریس دوران بازیگریاش در لیگ برتر را به ثمر رساند.

با دو ضربه با پای راست پس از گل تساویبخشِ جبرانیِ گابریل، آرسنال با دو گل پیش افتاد. گل دومش با بوسهاش جشن گرفته شد. رایس آنقدر حاشیه امنیت برای آرسنال ایجاد کرد تا بتوانند توفان پایانی را، بعد از اینکه جونیور کروپیِ تعویضی یکی از گلها را برای بورنموث جبران کرد، تاب بیاورند؛ توفانی که میزبانان احساس میکردند زودتر از موعد قطع شد، وقتی داور، کریس کاوانا، درست در حین آغاز یک حمله برای بورنموث، سوت پایان بازی را به صدا درآورد.
آرسنال در غیاب رایس، بهدلیل تورم زانو، استون ویلا را از پیش رو برداشت، اما خودِ رایس مُصر بود که اگر قرار است این فصل، فصل آرسنال باشد، او کسی است که باید عملاً در این مسیر حضور داشته باشد. رایس مدتها پیش اعتراف کرده بود که باید گلهای بیشتری بزند و حالا فقط لئاندرو تروسار و ویکتور یوکرس در لیگ این فصل برای آرسنال بیشتر از او گل زدهاند. آرتتا معتقد است او یکی از بهترین هافبکهای جهان است و برای مخالفت با او باید خیلی یکدنده بود.
سفر به بورنموث دیگر آن کار سادهای نیست که شاید در روزگار گذشته بود. بورنموث فصل گذشته در دو دیدار رفتوبرگشت آرسنال را شکست داد و در واقع تیمِ آندونی ایراولا بود که در ماه اکتبر نزدیکترین تعقیبکننده آرسنال بهشمار میرفت، اما از آن زمان تا امروز در ۱۰ بازی پیاپی طعم برد را نچشیدهاند.

به هر شکل، اگر میخواهید به قهرمانی لیگ برسید و بهخصوص وقتی تیمی مثل منچسترسیتی در تعقیب شماست، باید تیمهایی مثل این را از سر راه بردارید. آرسنال حالا شش امتیاز فاصله ایجاد کرده است. در این مقطع، بیش از این نمیتوانند از خودشان انتظار داشته باشند. هنوز راه درازی مانده است و حالا پنج برد متوالی به دست آوردهاند.
باید به بورنموث هم اعتبار داد. آرسنال هر شش بازیای را که امسال گابریل و سالیبا با هم در آن بازی کردهاند برده است، اما این اولین بار بود که این زوج در آن ۲ گل دریافت کردند.
وقتی سوت پایان بازی به صدا درآمد، هواداران میزبان بهشدت عصبانی بودند و به زمان سوت پایان داور اعتراض داشتند. انبوهی از پیراهنهای قرمز و مشکی داوران را محاصره کردهاند. ایراولا آنها را کنار میکشد، اما در حالی که با مسئولان صحبت میکند، ناامید به نظر میرسد.
زمان عجیبی برای سوت پایان بود. سمنیو درست بیرون محوطه جریمه صاحب توپ شده بود؛ حق داشتند اعتراض کنند.
با ۱۱ بازی بدون برد واقعاً نمیشود بورنموث را در این نبرد سرزنش کرد، چون مقابل آرسنالی بازی میکردند که بهترینها را هم به زانو درمیآورد، ولی آنها رقابت کردند و از مبارزه دست برنداشتند.
آرسنال حالا باشگاهی است که مزیت خاصی دارد. حتی در گرمای نبرد کورس قهرمانی میتواند به بازیکنانش استراحت بدهد و ترکیب را دائماً تغییر دهد. آرتتا میتواند به بوکایو ساکا و لئاندرو تروسار، آقای گل لیگ در سال ۲۰۲۵، استراحت بدهد، با این اطمینان که مارتینلی و مادوئکه را دارد تا بهجای آنها وارد زمین کند و میداند که آنها هم قادر هستند در چنین بازیهایی تأثیرگذار باشند.
زمانی بود که تلاشهای آرسنال برای قهرمانی با اولین موج مصدومیت بهراحتی فرو میریخت، اما دیگر اینطور نیست. این همان سرمایه و ثروتِ بزرگی بود که گواردیولا با ۲۲ بازیکن و دو تیمی که در اختیار داشت به جامهای بسیاری دست یافت و سالیان سال به آن میبالید.
لیدزیونایتد ۱-۱ منچستریونایتد؛ جرقۀ یک فروپاشی سریع
۱۰ دقیقه پایانی واقعاً هیجانانگیز بود؛ هر دو تیم برای گل برتری فشار میآوردند. این یک امتیاز، برای لیدز نتیجه بهتری نسبت به تیم منچستری است؛ «سفیدها» حالا ۸ امتیاز با منطقه ناامن جدول فاصله دارند.
برای یونایتد، فقط یک برد در چهار بازی اخیر ثبت شده و این اصلاً نتیجهای نیست تا فشاری را که بار دیگر روی روبن آموریم در حال افزایش است، کم کند.
با این وصف، «کونیا» امروز در مرکزِ تمام نکات مثبت بازی یونایتد بود؛ پر از تلاش، سرسختی و خلاقیت. و البته، گلش را هم بهخوبی به ثمر رساند. این برزیلی بعد از شروعی کند در دوران حضورش در شمالغرب انگلیس، حالا بازیبهبازی بیشتر و بیشتر رشد کرده و در پیراهن قرمز یونایتد جا افتاده است.
پس از این تساوی، شوریدن روبن آموریم علیه مدیران منچستریونایتد و به رخ کشیدن اختیاراتش به مذاق آنها خوش نیامد و این موضوع بهانهای شد برای قطع همکاری با این سرمربی پرتغالی که فقط ۱۴ ماه روی نیمکت شیاطین سرخ نشسته بود.

اورتون ۲-۴ برنتفورد؛ ستاره برزیلی بازهم درخشید
ایگور تیاگو با زدن هتتریک، به بهترین شکل به قحطی کوتاه گلزنیاش پایان داد و برنتفورد با یک پیروزی راحت در ورزشگاه هیل دیکینسون، از اورتون در جدول لیگ برتر پیشی گرفت.
تیاگو در شش بازی لیگ در ماه دسامبر موفق به گلزنی نشده بود، ولی اکنون ۱۴ گل در این فصل به ثمر رسانده است؛ و تنها ارلینگ هالند بالاتر از او قرار دارد.
برنتفورد با ۳۰ امتیاز از ۲۰ بازی به رتبه هفتم جدول رسید، در حالی که اورتون با دومین شکست پیاپی در ورزشگاه جدید خود به رده دوازدهم سقوط کرد، اما تنها دو امتیاز کمتر از زنبورها دارد.

فولام ۲-۲ لیورپول؛ برای تیمهای متزلزل، گل دقیقه ۹۴ هم تضمینی برای بردن نیست
پس از ۱۰۰ دقیقه بازی، داور سوت پایان را به صدا درآورد. نیمه اول یک نمایش بیکیفیت و بههمریخته بود، اما بازی در نیمه دوم جان گرفت و در نهایت به شکلی فوقالعاده و دراماتیک به پایان رسید.
هریسون رید با یک گل استثنایی و بهطور حتم از کاندیداهای گل فصل، در دقیقه ۹۷، گل دقیقه ۹۴ کودی خاکپو را خنثی کرد تا در پایانی نفسگیر، دیدار فولام و لیورپول در کراون کاتج با تساوی به پایان برسد.

فلوریان ویرتس ابتدا با گل خود، کار را برای لیورپول پس از گل هری ویلسون به تساوی کشاند، پیش از آنکه خاکپو در وقتهای تلفشده روی ارسال یرمی فریمپونگ دروازه فولام را باز کند؛ بهظاهر سه امتیاز برای لیورپول قطعی بود.
اما رید برنامه دیگری داشت؛ او توپ را در حدود ۳۰ متری در اختیار گرفت و با شلیکی تماشایی توپ را به کنج دروازه فرستاد.

این تساوی بدین معناست که لیورپول روند شکستناپذیری خود را به ۹ بازی افزایش داد، در حالی که فولام در فرمی بسیار خوب در پنج مسابقه اخیر خود شکستی نداشته است. لیورپول بدون اکیتیکه، در نیمه اول نمایش فاجعهباری داشت؛ آنها حتی یک شوت در چارچوب نداشتند. تیم اسلوت چهار نیمه پیاپی است که موفق به گلزنی نشده است.
باید به آنها اعتبار داد، چون در نیمه دوم بسیار مستقیمتر و رو به جلو بازی کردند؛ بردلی فوقالعاده کار کرد و گل ویرتس را ساخت و فریمپونگ هم با ورود از روی نیمکت، پاس گل خاکپو را فراهم کرد.
احتمالاً لیورپول باید این بازی را میبُرد، اما بدشانسی این روزهایشان زمانی کامل شد که رید یکی از مدعیان «گل فصل» را به ثمر رساند؛ هرچند شاید مدافعان لیورپول مقصر بودند که به این هافبک ۳۰ ساله اجازه دادند آنقدر آزادانه ضربهاش را شلیک کند. بهترین شلیک تمامی عمر او بود و هیچ دروازهبانی در جهان ممکن نبود آن را دفع کند!

هر بار که لیورپول فکر میکند اوضاعش سر و سامان گرفته، ورق برمیگردد؛ ناگهان همهچیز بههم میریزد. فولام فصل گذشته در آنفیلد مساوی کرد و در کورس قهرمانی، لیورپول را شکست داد. جادوی شوم آنها دوباره عمل کرد؛ در روزی که بار دیگر برای میهمانان مرسیسایدی پر از ناکامی و اعصابخوردی بود.
این یک فرصت بود تا در نبرد برای کسب رتبههای چهار تیم نخست، فاصله خود را بیشتر کنند، اما باز هم فرصتی دیگر در فصلی از دست رفت که تماماً با بیدقتی، بدبیاری، بیثباتی و ناپایداری گره خورده است. در دیدار بعدی که خیلی زود از راه خواهد رسید، قرمزها باید راهی امارات شوند تا برابر آرسنال قرار بگیرند؛ جایی که توپچیها بیصبرانه در پی انتقامِ شکستشان در اوایل این فصل خواهند بود.
نیوکاسل ۲-۰ کریستال پالاس؛ روزهای تیره و تار گلاسنر
برونو گیمارش، کاپیتان برزیلی نیوکاسل یونایتد، الهامبخش تیم بود و آنها سال جدید را با پیروزیای طی نبردی سخت برابر کریستال پالاس آغاز کردند.
ادی هاو پیش از بازی، ماه ژانویه را «ماه تعیینکننده فصل» برای تیمش توصیف کرده بود و گفته بود نیوکاسل «دیگر شانسی نخواهد داشت» تا فصل لیگ خود را یکبار و برای همیشه استارت بزند.
با این حال، اوضاع طوری پیش رفت که انگار قرار است دو تیم امتیازات را تقسیم کنند؛ چرا که گلهای آنتونی گوردون و ژولینتون در نیمه اول مردود اعلام شد و ویل هیوز هم یک موقعیت طلایی را برای باز کردن دروازه هدر داد. اما گیمارش با زدن یک گل مهم دیگر در خانه، قفل بازی را شکست؛ آن هم در حالی که کمتر از ۲۰ دقیقه به پایان مسابقه باقی مانده بود.
نیوکاسل این فصل بارها امتیازات باارزش را در حالی که جلو بود از دست داده، اما اینبار تیم هاو قدرتمندانه کار را تمام کرد و خود گیمارش نقش بزرگی در به ثمر رسیدن گل دوم داشت. نیوکاسل با این پیروزی، در جدول از کریستال پالاس عبور کرد و حالا به رده نهم رسیده است. در مقابل، پالاس به رتبه چهاردهم سقوط کرده و تیم الیور گلاسنر در نیمه بحرانی قرار دارد و اکنون طی هفت بازی پیاپی در تمام رقابتها طعم پیروزی را نچشیده است.
تاتنهام هاتسپر ۱-۱ ساندرلند؛ فرانک، اسیر یک زندان طلایی
توماس فرانک در تاتنهام هاتسپر مثل یک زندانی است که در قفس طلایی گرفتار شده است؛ تلاشهایش برای رهایی، بار دیگر با یک تجربه بیلذت دیگر و از دست رفتن امتیازات بیشتر در لیگ برتر، ناکام ماند.
ورزشگاه باشکوه تاتنهام هاتسپر، در پایان تساوی ۱-۱ برابر ساندرلند، بار دیگر با صدای آشنای سوتهای اعتراضی بلند هواداران طنینانداز شد؛ اعتراضی که بیش از آنکه مستقیماً متوجه فرانک باشد، حاصل سرخوردگی و نارضایتی عمومی بود، اما در هر صورت، موسیقی متنِ نارضایتی عمیق در این باشگاه است.
اسپرز در نیمه اول بیشتر «کارآمد» بودند تا هیجانانگیز؛ آنها کنترل بازی را در دست داشتند و برتریشان با هشتمین گل بن دیویس در ۲۴۴ بازی لیگ برتری برای باشگاه پاداش گرفت. ولی خبرهای خوب برای فرانک، درست همینجا تمام شد.

ساندرلند از خواب نیمه اول بیدار شد، اضطراب فزاینده در سرتاسر ورزشگاه را حس کرد و نوعی احساس اجتنابناپذیر با گل تماشایی دقیقه ۸۰ برایان برابی همراه شد. گربههای سیاه، تاتنهام را بهخاطر عقبنشینی هرچه بیشتر در نیمه دوم مجازات کردند؛ عقبنشینیای که عملاً آنها را دعوت به فشار مداوم کرد و در آخر شانس بهبود رکورد خانگیِ شرمآورشان در لیگ این فصل را از آنها گرفت.
این گل، واکنشی در پایان بازی برانگیخت که دقیقاً بازتاب حالوهوایی است که مثل یک ابر بارانی بالای سر تاتنهام معلق است. این استادیوم جای خوشحالی نیست و فرانک نتوانسته بازی تماشایی یا نتایج قانعکنندهای ارائه کند که اوضاع را تغییر دهد.
با محروم ماندن از آرامشِ ناشی از پیروزی، تاتنهامِ فرانک حالا ۱۰ بازی خانگی در لیگ انجام داده که تنها دو تای آن را برده، پنج تای آن را باخته و سه بازی را مساوی کرده است. تاتنهام بد نبود؛ اما کسلکننده، بیروح، بدون جرقه و پر از فرصتسوزی بود.
برای دفاع از فرانک باید گفت او در لیگ برتر، یک «ماشینِ پیروزی» را از آنژه پوستکوعلو که اخراج شد، تحویل نگرفت. شاید تاتنهام لیگ اروپا را برد، اما ۲۲ شکست و قرار گرفتن در رتبه هفدهم لیگ برتر، معیار واقعبینانهتری از وضعیت تیم بود.
منچسترسیتی ۱-۱ چلسی؛ تاوان فرصتسوزی
پیش از بازی سؤال این بود با اخراج مارسکا، چه کسی هدایت چلسی را بر عهده خواهد داشت؟ سرمربی تیم زیر ۲۱ سال چلسی، کالوم مکفارلین؛ کسی که قبلاً بهعنوان دستیار سرمربی تیم زیر ۱۸ سال در منچسترسیتی کار میکرد و سپس هدایت تیمهای زیر ۱۸ و زیر ۲۱ سال ساوتهمپتون را بر عهده گرفت.
او در تابستان به چلسی پیوست و حالا، ناباورانه هدایت تیم اول را به دست گرفت. روزی بسیار بزرگ برای این مربی ۴۰ ساله بود.
نبرد ۱-۱ به پایان رسید، ولی باید اعتراف کنم اصلاً انتظارش را نداشتم. چلسی از دلِ شکست، یک تساوی بیرون کشید.
سیتی در بخش عمدۀ بازی حاکم میدان بود و چلسی بهندرت تهدیدی ایجاد کرد، اما در پایان، نقشۀ کالوم مکفارلین جواب داد.
انزو فرناندز که در برهههایی از بازی در اتحاد نقش «آدم بدِ نمایش» را داشت، در پایان قهرمان چلسی بود، در حالی که بازیکنان سیتی کاملاً ناباورانه به همهچیز نگاه میکردند. مالو گوستو در جناح کناری فرار کرد و توپ وسوسهکنندهای را روی زمین و در عرض محوطۀ ششقدم ارسال کرد؛ توپ در تیر دوم به فرناندز رسید.
ضربۀ اول او با یک واکنش باورنکردنی از سوی دوناروما که بدنش را کشیده بود، مهار شد، اما توپ بار دیگر جلوی پای هافبک آرژانتینی قرار گرفت و او اینبار توپ را به تور چسباند. هواداران دو تیم هنوز هم باورشان نمیشد چه دیدهاند. تمام بازی دست منسیتی بود، اما در لحظات آخر، سه امتیاز از دستانشان ربوده شد!

گواردیولا کاملاً مبهوت و گیج به نظر میرسید. چطور سیتی موفق نشد این بازی را ببرد؟
آنها جوری بر چلسی مسلط بودند که میتوانستند پیش از سوت پایان نیمۀ اول، حداقل سه گل جلو بیفتند. این بازی اصل همیشگی فوتبال را به همه ما نشان داد: اگر از فرصتهایت استفاده نکنی، تاوانش را پس میدهی؛ بهویژه مقابل تیم بزرگی مثل چلسی.
در دیدار بعدی، «لیام جیمز روسنیر»، مربی سابق استراسبورگ، روی نیمکت چلسی خواهد نشست. او باشگاهی را تحویل خواهد گرفت که سرمربی در اختیار لشکری از مدیران ورزشی و مالکان قدرتطلب است که او را از اقتدار تهی میکنند. او باشگاهی را تحویل خواهد گرفت با سلسلهمراتبی واژگون که در آن سرمربی در پایینترین سطوح قرار میگیرد. روسنیر بار دیگر باید پیشفرض قدیمیِ «این سرمربی است که تیم را اداره میکند» را در چلسی به چالش بکشد. کار خطیری در پیش دارد.
این یک امتیاز، سیتی را بالاتر از استونویلا به ردۀ دوم برد، اما اصلاً کافی نبود؛ اکنون فاصله آنها با آرسنال به شش امتیاز رسیده است.
آیا میتوانیم بگوییم؛ حالا توپچیها یک دستشان را روی جام قهرمانی لیگ برتر انگلستان گذاشتهاند؟ چشمها به دیدار سه روز آینده، هشتم ژانویه، میان آرسنال و لیورپول در امارات خواهد بود.
منبع:+
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

