با این حال، اگر طرف مقابل مسیر لشکرکشی، تهدید و گستاخی را در پیش بگیرد، بهویژه آنجا که در برخی از این گستاخیها، شخص مقام معظم رهبری هدفگیری شدهاند؛ موضوعی که توسط مسئولان کشور نیز اعلام شد و چنین تعرضی دیگر یک اقدام محدود تلقی نمیشود، بلکه به معنای ورود به یک جنگ موجودیتی است. تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده که تلاش برای ایجاد آشوب و فتنه در داخل کشور، با کمک اسرائیل و گروههای سازمانیافته تروریستی، هزینههای انسانی سنگینی بر ملت ایران تحمیل کرده و جان تعداد قابلتوجهی از مردم را گرفته است. در چنین شرایطی، تهدید به جنگ و لشکرکشی برای مسئولان کشور، معنایی جز یک جنگ تمامعیار ندارد و پاسخ آن نیز قطعا فراگیر خواهد بود.
جمهوری اسلامی ایران بار دیگر تأکید میکند که به دنبال جنگ نیست. جنگ نه برای ایران، نه برای کشورهای منطقه و نه برای هیچیک از بازیگرانی که وارد آن شوند، منفعتی در بر نخواهد داشت و تنها خسارتهای فراوانی بهجا خواهد گذاشت اما در عین حال، دفاع از کشور، دفاعی قاطعانه خواهد بود و در چنین شرایطی دیگر هیچگونه ملاحظهای وجود نخواهد داشت. از همین رو، وقتی گفته میشود در صورت وقوع درگیری، جنگ ماهیت منطقهای خواهد داشت، معنای آن روشن است: هر پایگاهی که آمریکاییها و اسرائیلیها در منطقه دارند و هر کشوری که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم در این سطح از حمایت و مداخله نقش ایفا کند، میتواند هدف قرار گیرد. در این میان، اسرائیل بهعنوان بزرگترین پایگاه آمریکا در منطقه، بهطور قطع در دایره اهداف قرار خواهد داشت.
در چنین سناریویی، منطقه وارد یک بحران فرسایشی و بلندمدت میشود؛ برخلاف تصوری که آمریکاییها دارند و گمان میکنند با یک ضربه کوتاه و محدود میتوانند ضربهای اساسی وارد کنند. اینجا نه ونزوئلاست، نه سوریه و نه لیبی. هرگونه تعرض به خاک کشور یا به مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران، تبعاتی بسیار سنگین بهدنبال خواهد داشت. ایران جنگطلب نیست اما کسانی که مسیر جنگطلبی را انتخاب میکنند، بدون تردید متضرر اصلی این ماجرا خواهند بود.
از سوی دیگر، فرمایشات مقام معظم رهبری درباره اهداف آمریکا، ریشه در تاریخ انقلاب اسلامی دارد. از همان ابتدای پیروزی انقلاب، آمریکا منافع بزرگی برای خود در ایران تعریف کرده بود و ساختار حاکمیتی رژیم پیشین نیز تابع محض سیاستهای واشنگتن بود. انقلاب اسلامی این منافع را قطع کرد و از همان مقطع، دشمنیهای آمریکا با ایران آغاز شد. فتنهها و توطئهها در طول این سالها، هر بار با بهانهای تازه دنبال شدهاند؛ زمانی موضوعی غیر از هستهای مطرح بوده و امروز بحث هستهای را برجسته میکنند، در حالی که حتی در سالهایی که ایران هیچ فعالیت هستهای نداشت، همین خصومتها جریان داشت و بهانههای دیگری مطرح میشد.
در این میان، رفتارهای اخیر آمریکا، بهویژه در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، بهوضوح نشان داد که محور اصلی سیاست واشنگتن، منافع مادی و بهطور خاص نفت است. نمونه روشن آن، نحوه برخورد آمریکا با ونزوئلاست؛ جایی که ابتدا با بهانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر وارد میدان شدند اما پس از تحولات بعدی، اعلام کردند که شرکتهای نفتی آمریکایی باید در آن کشور مستقر شوند و تصمیمگیری درباره نفت ونزوئلا عملا در اختیار آمریکا قرار گیرد. اخیرا نیز اعلام شده که نفت ونزوئلا به هند داده خواهد شد تا هند از خرید نفت ایران و روسیه صرفنظر کند.
مجموع این شواهد نشان میدهد که انگیزه اصلی آمریکا، تسلط بر منابع بزرگ انرژی منطقه است. ایران با برخورداری از یکی از بزرگترین ذخایر انرژی جهان، معادن غنی و موقعیت استراتژیک، همواره برای آمریکا وسوسهبرانگیز بوده است. فرمایشات مقام معظم رهبری دقیقا در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ چارچوبی که در آن، پیام ایران روشن، شفاف و بدون ابهام به طرف مقابل منتقل میشود.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

