دیشب خبر درگذشت همزمان دو دانشجوی پزشکی، «عرفان طاهرخانی» و «فرهاد سالاری»، در خوابگاه کوی دانشگاه علوم پزشکی تهران منتشر شد؛ دو دانشجوی ورودی ۱۴۰۰ رشته پزشکی که هماتاقی و دوستان نزدیک یکدیگر بودند. این حادثه که به گفته دانشجویان با تأخیر در مداخله و اطلاعرسانی همراه بوده، موجی از بهت، اندوه و پرسش را در میان دانشجویان و خانوادهها ایجاد کرده است. گزارشها حاکی از آن است که هر دو دانشجو شب گذشته در اتاق خود در خوابگاه جان باختهاند.
آخرین پیام کانال تلگرامی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی، با جملاتی آکنده از اندوه منتشر شده است: «دیشب خبر درگذشت همزمان دو دوست و هماتاقی در خوابگاه کوی علوم پزشکی تهران، عرفان طاهرخانی و فرهاد سالاری، تکههای گوشت و استخوانی را که از ما مانده بود، ویران ویران کرد. دیشب به عکسهایشان و خندههایشان نگاه کردیم و گریستیم و پرسیدیم مگر این شب، صبح میشود؟ که شد».
به گزارش شرق، دانشجویان هنوز از بهت اتفاقات اخیر خارج نشده بودند که خبر خودکشی دو دانشجوی نخبه، عرفان طاهرخانی رتبه ۵۵ و فرهاد سالاری رتبه ۵۷ کنکور سراسری، که هر دو از ورودیهای سال ۱۴۰۰ رشته پزشکی بودند، در کنار خبرهای دیگری از خودکشی دانشجویان در روزهای اخیر منتشر شد.

دانشجویان دانشگاه میگویند در کمکرسانی و مداخله در وضعیت این دو دانشجو که شب گذشته در اتاق خود در خوابگاه اقدام به خودکشی کرده بودند، تعلل صورت گرفته است. فضای دانشگاه علوم پزشکی تهران در بهت فرو رفته و در این میان رئیس دانشگاه تنها به این جمله بسنده کرده است: «پس از تکمیل بررسیها و مشخصشدن علت فوت، اطلاعات تکمیلی متعاقباً اعلام خواهد شد».
پیگیریها برای ارتباط با مسئولان دانشگاه به نتیجه نرسیده و تنها مقام پاسخگو، حسین کرمانپور، مسئول روابطعمومی وزارت بهداشت بوده است. او به شرق گفته است: «از شنبهشب، کارگروهی برای بررسی این مسئله تشکیل شده است. بلافاصله پس از وقوع حادثه، معاون دانشجویی وزارت علوم بهصورت حضوری در خوابگاه حاضر شد. این کارگروه با توجه به اطلاعات مراکز مشاوره درباره این دو دانشجو و بررسی شرایط حادثه، در حال تلاش برای روشنشدن علت ماجراست».
دانشجویان قفل در را شکستند
به گفته یکی از دانشجویان ساکن خوابگاه علوم پزشکی تهران، خبر خودکشی عرفان و فرهاد حدود ساعت ۸ شب بهصورت غیررسمی میان دانشجویان پیچید، اما دانشگاه تا ساعت ۱۱ شب از اطلاعرسانی به خانوادهها خودداری کرد. او تأکید میکند تا زمانی که خود دانشجویان برای شکستن قفل در اقدام نکردند، مسئولان خوابگاه پیگیری جدی انجام ندادند.

به گفته این دانشجو، شنبه شب حدود ساعت ۹، دوستان عرفان و فرهاد بهدلیل سکوت اتاق و غیبت چندساعته آن دو نگران میشوند. با وجود مراجعه و اطلاع به مسئولان خوابگاه، اقدامی صورت نمیگیرد و در نهایت دانشجویان خودشان قفل در را میشکنند. پس از ورود به اتاق، با پیکر بیجان دو دانشجو مواجه میشوند. به گفته شاهدان، حدود چهار تا شش ساعت از زمان مرگ آنها گذشته بوده است. با این حال، دانشگاه تا ساعت یک بامداد اجازه انتقال اجساد به پزشکی قانونی را نمیدهد.
روایت تکاندهنده از شب حادثه
سارا، دانشجوی رشته داروسازی دانشگاه تهران و همکلاسی آتنا، خواهر عرفان طاهرخانی، در گفتوگو با شرق توضیح میدهد که هر دو دانشجو ورودی سال ۱۴۰۰ رشته پزشکی بودند و در سال پنجم تحصیل برای دوره کارآموزی نیاز به حضور دائمی در تهران داشتند. عرفان اهل تاکستان قزوین و فرهاد اهل بندرعباس بود.
او درباره عرفان میگوید: «برادر عرفان پزشک است و خواهر دوقلویش دانشجوی داروسازی. عرفان همیشه به دیگران انرژی میداد. اهل فیلم و نوشتن بود و در دانشگاه با دوستانش مجله فیلم منتشر میکرد. دیشب خانوادهاش مدام میپرسیدند عرفان حالش خوب بود، چه بلایی سرش آوردید؟».

سارا که ساکن خوابگاه نبود، با شنیدن خبر خود را به کوی دانشگاه رسانده است. او میگوید زمانی که به خوابگاه رسیدند، هنوز به خانواده عرفان اطلاع داده نشده بود و به خانواده فرهاد گفته بودند حال او بد است. خانواده فرهاد از تاکستان به سمت تهران حرکت کرده بودند و برای جلوگیری از نگرانی، به آنها گفته شده بود فرهاد در بیمارستان شریعتی بستری است، اما با مراجعه به بیمارستان مشخص میشود چنین بیماری وجود ندارد.
او میگوید مادر عرفان تحت فشار روحی شدید قرار داشت. خواهر و مادر عرفان پس از بازگشت دوباره به خوابگاه، با آمبولانسی روبهرو میشوند که پیکرهای بیجان را منتقل میکرد. به گفته سارا، آمبولانس حدود ساعت ۱:۳۰ بامداد، یعنی نزدیک به هفت ساعت پس از باز شدن در اتاق، خوابگاه را ترک کرده است.
فرهاد سابقه خودکشی داشت
یاسین، دوست و همدانشکدهای فرهاد سالاری، به شرق گفته است که فرهاد پیش از این نیز سابقه اقدام به خودکشی ناموفق در همان خوابگاه را داشته، اما دانشگاه هیچ پروتکل حفاظتی مشخصی برای او اجرا نکرده است. به گفته او، پس از آن اقدام، بدون اعطای مرخصی، فرهاد مجبور به بازگشت به خوابگاه برای ادامه تحصیل شده بود.
او تأکید میکند دانشگاه میتوانست با دادن مرخصی یا فراهمکردن شرایط امتحان مجازی، از حضور دوباره او در خوابگاه جلوگیری کند و مراقبت بیشتری از او و عرفان داشته باشد.

سلما، یکی دیگر از همدانشکدهایهای این دو دانشجو، میگوید عرفان روز بعد امتحان درس چشم داشته و فرهاد نیز دو روز بعد امتحان داشته است و آنها تنها برای همین امتحانات به تهران آمده بودند.
او همچنین توضیح میدهد که شب حادثه، خواهر عرفان که خود دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران است، همراه مادرش به خوابگاه مراجعه میکند، اما معاون فرهنگی دانشگاه اجازه دیدار با فرزندشان را نمیدهد و در نهایت دانشگاه مجبور به اطلاعرسانی رسمی به خانواده میشود.
با این حال، تا زمان نگارش گزارش شرق، خانواده فرهاد از جانباختن فرزندشان بهطور رسمی مطلع نشده بودند. به گفته سلما، دانشجویان بارها اصرار کردهاند که به خانواده فرهاد اطلاع داده شود و برای انتقال سریع آنها بلیت تهیه شود، اما یکی از دانشجویان گفته است که هنوز پدر فرهاد از ماجرا خبر ندارد.
عرفان میخواست روانپزشک شود
خوابگاه کوی دانشگاه علوم پزشکی تهران در خیابان کارگر شمالی واقع شده است. حراست کوی اجازه ورود افراد غیرساکن را نمیدهد. در گفتوگو با دانشجویانی که از خوابگاه خارج میشوند، فضای سنگین و مغموم کاملاً مشهود است. یکی از دانشجویان به شرق میگوید: «دیشب صدای جیغ و گریه مادر و خواهر دانشجوها در خوابگاه میپیچید، این صدا هنوز در گوش ماست».
او عرفان طاهرخانی را میشناخته و میگوید عرفان در ترمهای پایانی تحصیل بود و قصد داشت برای تخصص روانپزشکی اقدام کند؛ آرزویی که به گفته دوستانش، با خود به آن دنیا برد. دانشجوی دیگری با چشمانی اشکآلود میگوید: «حال همهمان بد است. دیشب همه از پنجره رفتن آمبولانس به سمت بهشتزهرا را میدیدند و گریه میکردند».
در پایان گزارش شرق آمده است که دانشجویان علوم پزشکی در روزهای اخیر با تنشهای گستردهای روبهرو بودهاند. تجمعهای اعتراضی برای تحریم امتحانات، احضار به مراجع قضایی، و قطع سیمکارت برخی دانشجویان، بخشی از فشارهایی است که همزمان با این حادثه بر فضای دانشگاه سایه انداخته است.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

