۱. مردمی بودن انقلاب
درباره انقلاب اسلامی و ماهیت آن، گاه سخنان مغرضانه یا ناآگاهانهای مطرح شده است. این در حالی است که انقلاب اسلامی از آغاز، حرکتی صددرصد مردمی بود. هیچ حزب، گروه یا جریان غیر اسلامی در شکلگیری آن نقشی نداشت. مردم، با انگیزه دفاع از اسلام و تبعیت از امام (ره)، از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا پیروزی انقلاب، در همه صحنهها حضور داشتند؛ از روحانی و دانشجو گرفته تا نویسنده، کارگر، کشاورز و کاسب. این حرکت، نه محصول نخبگان سیاسی بلکه برآمده از اراده عمومی ملت بود؛ مردمی که ایستادند، هزینه دادند و مسیر را هموار کردند.
۲. اسلامی بودن انقلاب
انقلاب اسلامی، برخلاف بسیاری از حرکتهای پیشین تاریخ معاصر ایران، دارای رهبری واحد و منسجم بود؛ رهبری که در جایگاه یک فقیه، مرجع تقلید و ولیفقیه مسلمین، هدایت نهضت را برعهده داشت. در این انقلاب، خبری از تعدد رهبری، سردرگمی ایدئولوژیک یا وابستگی فکری نبود. امام خمینی (ره) از آغاز، جریانهای شرقگرا، غربگرا، التقاطی، قشری، مقدسنما و عافیتطلب را کنار زد و بر اسلام بهعنوان یک ایدئولوژی جامع، یک فرهنگ و تمدن پویا و یک نظام کامل حکومتی تأکید کرد؛ اسلامی ناب، ریشهدار در سنت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع).
۳. عدم وابستگی به شرق و غرب
بسیاری از جریانهای سیاسی ۱۰۰ سال اخیر، یا به شرق چشم دوخته بودند یا به غرب. برخی از ترس کمونیسم به دامان آمریکا و انگلیس پناه بردند و گروهی دیگر، به امید حمایت بلوک شرق، استقلال فکری و سیاسی خود را از دست دادند. نتیجه این وابستگیها، ناکارآمدی، انزوا و گاه رسوایی تاریخی بود. انقلاب اسلامی، اما با تکیه بر قدرت الهی و مبانی اسلامی، مسیر سومی را ترسیم کرد؛ مسیری مستقل که نه از شرق و نه از غرب دستور میگرفت.
تداوم راه امام (ره)
در حرکت انقلاب اسلامی، چه در دوران مبارزه (۱۳۴۲–۱۳۵۷) و چه در سالهای پس از پیروزی (۱۳۵۷ تاکنون)، دو عامل اساسی ضامن استمرار انقلاب بوده و هست:
۱. نقش بیبدیل امام (ره) و رهبری در هدایت مستمر انقلاب و صیانت از خط اصیل اسلام
۲. حضور آگاهانه و میلیونی مردم در تعیین سرنوشت خود
مردم در دوران مبارزه، در برابر ساواک، سانسور، زندان، تبعید، شکنجه و شهادت ایستادند و جوّ رعب و تهدید را بیاثر کردند. پس از پیروزی نیز، همین مردم بودند که در برابر توطئههای پیچیده شرق و غرب، بهویژه در سالهای بحرانی ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰، دوران دفاعمقدس (۱۳۵۹–۱۳۶۷) و فتنهها و فشارهای بعدی، مقاومت کردند و حضوری فعال، علمی و عملی داشتند.
در این مسیر، میتوان به ۱۰ دستاورد بزرگ امام (ره) و امت اشاره کرد که نشان میدهد چگونه انقلاب، از دل سختیها و بحرانها، همچنان پویا و رو به رشد باقی مانده است:
۱- احیای اسلام: اولین و بزرگترین حرکت حضرت امام (ره)، احیای اسلام بود که در طی سلطه و نفوذ استعمار در دو سده واپسین سعی در انزوا و فراموشی دین و قرآن بود و بزرگترین سد راه استعمار قرآن و اسلام بوده و هست و امام (ره) با احیای آن در مسیر استقلال، اقتدار ملی، فرهنگ و سنت و تمدن اسلامی گام برداشت.
۲- احساس عزت مسلمین: دومین دستاورد، اعاده روح عزت به مسلمین بود. نهتنها در ایران و کشورهای اسلامی در سطح جهان، عزت مسلمین و اقتدار مسلمانان را نشان داد بلکه علیرغم حرکت غرب در سه سده واپسین که بهدنبال تحقیر مسلمین بودند و نشان دادن برتریهای دروغین غربیها؛ و امروز اسلام و مسلمین در جهان جایگاه، پایگاه، موقعیت و عزت دارند. هرچند جنگ فرهنگی و تمدنی ادامه دارد.
۳- اساس درک امت اسلامی: با نگاهی به مسلمانان، احساس درک امت اسلامی که با رهبری امام (ره) پدید آمد، باعث شد مسلمانان که تا پیش از این در هر جای دنیا که بودند و چیزی به نام امت اسلامی برایشان مطرح نبود یا اصلا جدی تلقی نمیشد، امروز همه مسلمان در اقصای آسیا تا قلب آفریقا و تمام خاورمیانه و در اروپا و آمریکا احساس میکنند که جزو یک جامعه جهانی بزرگ به نام امت اسلامی هستند. امام (ره) احساس شعور نسبت به امت اسلامی را ایجاد کرد که بزرگترین حربه برای دفاع از جوامع اسلامی در مقابل استکبار بود. حرکت جبهه مقاومت در طی چند سال اخیر، ضربه سختی بر صهیونیسم و استعمار غرب وارد و ضرورت توجه به دفاع از اسلام را همگانی کرد
۴- نابودی رژیمی فاسد و وابسته: مبارزه همهجانبه با رژیمی که دارای ماهیت استبدادی و استعماری بود و کارنامه ۵۷ ساله حاکمیت پهلوی و وابستگی به غرب و اسلامزدایی از ویژگیهای حکومت پهلوی بود. اگرچه این حکومت در منطقه پایگاهی برای آمریکاییها طی سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ بود.
۵- برپایی حکومت اسلامی: خط بطان کشیدن به تز استعماری «جدایی دین از سیاست» و بازگشت به زمان پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) و تحقق حاکمیت قرآن و گامی فراتر بطلان حرکت «رنسانس» در جدایی دین از سیاست.
۶- احیای نضهت اسلامی در جهان: حرکتها عموما در ایران و برخی کشورهای اسلامی، مارکسیستی، مائوئیسیتی، ناسیونالیستی و … و بعضا چشمداشت به کمک بیگانگان بود، اما حرکت حضرت امام (ره) امیدها را در درون مبارزان مسلمان آنچنان پدید آورد که راه اساسی را بازگشت به اسلام دیدند. حتی در مورد نضهضت آزادیبخش فلسطین که پس از تجربیات ۴۰ ساله به اسلام روی آورد.
۷- تبدیل ابعاد جدیدی از فقه شیعی: حرکت حضرت امام (ره) حوزههای علمیه، مراکز اسلامی، فقه و فقاهت ما که دارای پایههای مستحکمی داشته و دارد، امام (ره) این فقه مستحکم را در گسترهیی وسیع با نگرشی جهانی و حکومتی مورد توجه قرار داد و ابعادی از فقهگرایی را برای ما روشن کرد که قبل از آن روشن نبود و روند حوزههای علمیه در پاسخ بهنیاز حکومت، جهان اسلام، جهان بشریت در حرکت است.
۸- امکان زمامداری براساس اخلاق و زهد: در منطق بسیاری از سیاستمداران، سیاست یعنی حیله، فریب، دروغ و نفاق و … است. در اسلام دین عیت سیاست و سیاست عین دیانت است. امام (ره) در عمل نشان داد که میتوان یک سیاستمدار دیندار بود و یک سیستم حکومتی براساس معیارهای اسلامی که دین، اخلاق، معنویت، زهد، عرفان و … در آن، چون روح در کالبد دمیده شده است.
۹- احیای روحیه غرور و خودباوری: در برابر احساس انفعال و تحقری که غرب القا و تفکر «نمیتوانیم» در برخی از اقشار جامعه، خاصه روشنفکران و سیاسیون مستولی شده بود. دول غربی با تحقیر ملت باورها و شخصیت و هویت بخشی از جامعه را از میان برده بود. امام (ره) این خودباوری، روح غرور، افتخار اسلامی و مسلمان بودن را در ملت بیدار کرد.
۱۰- اثبات امکان تحقق استقلال از شرق و غرب: علیرغم توطئهها، برنامهها علیه انقلاب با کودتا، تقویت جریانهای ضدانقلاب، تحریمها ملت ما نشان داد با رهبری حضرت امام (ره) میتوان مستقل بود و استقلال و اقتدار ملی خود را حفظ کرد.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

