سمیه قدیری/ به گزارش برنا، ۵ سال از آن بهمن تلخ گذشت، بهمن ماهی که دو ستاره را از آسمان فوتبال ایران گرفت و به آسمان ابدی برد؛ دو ستارهای که خاموش نشدنی بودند ولی دست غدار سرنوشت بدترین پایان را برای مهرداد و علی رقم زد؛ مهرداد میناوند و علی انصاریان!
آن روزهایی که جغد شوم کرونا عزیزان مان را یکی یکی به آسمان ها برد، در روز پانزدهم بهمنش قرعه را به نام آقای بخیه زد تا مرد دوست داشتنی پرسپولیس و استقلال این بار به جای آن تکلهای بی محابا و مثالزدنی اش، اسیر تله آفسایدی شود که داور برای توفقش پرچم نزد تا علی انصاریان در چهل و سومین دقیقه عمرش با همه خداحافظی کند و چهره در نقاب خاک بکشد.

او برای خداحافظی از این دنیا و دردسرهایش خیلی جوان بود، ننه علی هنوز برای پسر ته تغاریش هزار و یک آرزو داشت ولی قرار نبود او کامروا از این دنیا برود، علی انصاریان رفت تا آرزوهایش را هم با خودش ببرد، انصاریان مدافع خشن و مرد خوش قلب فوتبال ایران رفت تا سوت پایان برای او قبل از دقیقه ۹۰ به صدا درآمده باشد.
آقای بخیه سرخابیها این بار صورتش زخمی نبود، دست و پایش هم سالم بود ولی.. ولی دیگر نمیخندید، دیگر نفس نمیکشید، دیگر… این بار آقای بخیه از جایش بلند نشد که به داور اعتراض کند که چرا او اخراج کرده است، او دوری مهرداد را تاب نیاورد و قلب او نیز مثل رفیق قدیمی اش از تپش ایستاد، آن روز که هنوز فوتبالیها در شوک از دست دادن میناوند عزادار بودند، چقدر سخت بود تیتر بزنیم: انصاریان داغ مهرداد را تاب نیاورد؛ قلب آقای بخیه از تپش ایستاد؟!
۵ سال از رفتن مهرداد مردی با زبان سرخ برای پرسپولیسیها و کوچ تلخ علی محبوب سرخابیها گذشته، اما هنوز خیلیها هستند که این دو کوچ غم انگیز زمستانی را باور ندارند ولی این بار هم پایان قصه همین بود. خط پایانی تلخ برای دو مسافری که برای این سفر بدون بازگشت مسافران خوبی نبودند اما…!!
مهرداد و علی عزیز؛ روح تان شاد.
انتهای پیام/
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

