به گزارش پارسینه؛ خانواده والنبرگ، یکی از قدرتمندترین خاندانهای اقتصادی اروپا، در مقطعی حساس از تاریخ خود ایستاده است؛ جایی که انتقال قدرت به نسل بعد، صرفاً یک جابهجایی مدیریتی نیست، بلکه آزمونی برای دوام مدلی از سرمایهداری خانوادگی در سوئد بهشمار میرود.
نشستی برای شکستن سنتها
دودمان والنبرگ در سوئد بهعنوان نوعی اشرافیت شرکتی شناخته میشود؛ خانوادهای با سلسلهمراتب سختگیرانه، نفوذ تاریخی و حس عمیق مسئولیت اجتماعی. با این حال، بیش از یک دهه پیش، تصمیمی متفاوت در خانه پیتر «پوکر» والنبرگ جونیور، مسیر تازهای را پیشِروی خانواده گذاشت. او بهجای تعیین جانشینان آینده، اعضای نسلهای مختلف خانواده را به نشستی غیررسمی و صمیمانه دعوت کرد؛ نشستی برای گفتوگو و آشنایی، نه قدرتنمایی.
این حرکت کوچک اما معنادار، فاصلهای آگاهانه با سنتهای دیرپای خانواده بود. آن نشست کمسروصدا، امروز بهعنوان نقطه آغاز بازنگریای بزرگتر دیده میشود: تلاشی برای سنجش اینکه آیا خانوادهای که دههها بر کنترل بلندمدت تکیه داشته، میتواند خود را با چالشهای تازه دنیای کسبوکار تطبیق دهد یا نه.
قدرتی فراتر از اعداد
اهمیت این جانشینی از آنجا ناشی میشود که نفوذ والنبرگها در اقتصاد سوئد کمنظیر است. از سهامداری در شرکت سرمایهگذاری خصوصی EQT گرفته تا نقش کلیدی در غول مخابراتی اریکسون، ردپای این خانواده در بخش بزرگی از اقتصاد کشور دیده میشود. شبکهای پیچیده از بنیادها، شرکتهای هلدینگ و ساختار سهام دوطبقه، به آنها قدرت رأی و تصمیمگیری بسیار بیشتری نسبت به سهم واقعیشان از مالکیت داده است؛ بهگونهای که گفته میشود نزدیک به ۴۰ درصد شرکتهای بورس سوئد، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم زیر نفوذ آنها قرار دارند.
نسل تازه در آستانه ورود

نوت و آلیس والنبرگ (Knut and Alice Wallenberg)
با نزدیک شدن رهبران نسل پنجم به سن بازنشستگی، در ماههای اخیر نشانههایی از جابهجایی آرام قدرت دیده میشود. چهرههای جوانتر خانواده به نهادهای کلیدی راه یافتهاند؛ از حضور جیکوب والنبرگ جونیور در EQT گرفته تا عضویت فرد والنبرگ در هیئتمدیره Investor AB. همزمان، حضور زنان خانواده نیز در هیئتمدیره بانک SEB و بنیاد نوت و آلیس والنبرگ پررنگتر شده است. با این حال، هنوز مشخص نیست در نهایت چه کسی سکان اصلی امپراتوری را به دست خواهد گرفت.
این نسل تازه، در حالی وارث یک امپراتوری ۴۰ میلیارد دلاری میشود که با چالشهای مهمی روبهروست. ساختار سهام دوطبقه، هرچند از سوی خانواده ضامن ثبات و نگاه بلندمدت معرفی میشود، اما منتقدان آن را ابزاری برای تثبیت امتیازات و تضعیف حقوق سهامداران خرد میدانند.
کارنامهای که تکرار آن آسان نیست
Investor AB در سالهای گذشته عملکردی فراتر از میانگین بازار ثبت کرده و طی ۱۵ سال متوالی بازدهی بالاتری نسبت به شاخص بازده SIX سوئد داشته است. همین کارنامه درخشان، سطح انتظارات از نسل بعدی را بالا برده و تکرار آن را به چالشی جدی تبدیل کرده است. برخی ناظران میگویند اگرچه فرایند انتخاب مدیران بر شایستگی تأکید دارد، اما پیوندهای خانوادگی همچنان نقش تعیینکنندهای ایفا میکند؛ الگویی که از آن با عنوان «شایستهسالاریِ خونی» یاد میشود.
روزهای خوب و روزهای بد

دفتر سرمایهگذاریهای والنبرگ در استکهلم
قدرت اقتصادی والنبرگها به نظام سهام رده A گره خورده است؛ سیستمی که بیش از یک قرن قدمت دارد و امکان کنترل شرکتها با سهمی محدود از سرمایه را فراهم میکند. برای مثال، Investor AB با وجود در اختیار داشتن کمتر از ۱۰ درصد سهام اریکسون، نزدیک به یکچهارم حق رأی آن را کنترل میکند. همین ساختار، منبع اصلی انتقاد نهادهای مشاوره رأیدهی و سرمایهگذاران فعالگراست.
اشرافیت بدون حضور در فهرست ثروتمندان
با وجود این نفوذ گسترده، نام والنبرگها بهندرت در فهرست ثروتمندان دیده میشود. دلیل آن، ساختاری است که بیش از یک قرن پیش بنا نهاده شد: نگهداری داراییها در بنیادهایی که هر سال میلیاردها کرون را به پژوهش و آموزش اختصاص میدهند. در این مدل، ذینفع مستقیم نه خانواده، بلکه نهادهای علمی و پژوهشی هستند.

میراث گذشته و پرسش آینده
پیتر «پوکر» والنبرگ جونیور، که مسئول طراحی نقشه جانشینی است، بر این باور است که نسل جدید باید بدون فشارهای دستوری گذشته، اما با احساس مسئولیت، مسیر خود را پیدا کند. اکنون و در شرایطی که سوئد با موج تازهای از کارآفرینان و میلیاردرهای جدید روبهروست، پرسش اصلی این است که آیا مدلی که بیش از صد سال دوام آورده، میتواند در دنیایی با بازیگران جدید و انتظارات متفاوت، همچنان کارآمد باقی بماند یا نه.
چالش جانشینی فقط مسئله خاندانهای بزرگ اروپایی نیست و در ایران هم بهشکل جدی خودش را نشان میدهد. بسیاری از بنگاههای اقتصادی ایرانی، بهویژه کسبوکارهای خانوادگی، با انتقال قدرت به نسل بعدی دچار تنش و وقفه میشوند. یکی از دلایل اصلی، بیتوجهی مالکان و مدیران به ادبیات علمی و تجربههای جهانی در حوزه جانشینپروری و حکمرانی بنگاههای خانوادگی است. در کنار آن، در مواردی خود جانشینان بهدلیل عدم علاقه به کسب و کار خانوداگی مانع شکلگیری جانشینی میشوند. عامل سوم به ساختار بنگاهها برمیگردد؛ جایی که رشد و بلوغ کسبوکار با بلوغ سازمان مالکیت و مدیریت همزمان پیش نرفته و همین عدم توازن، فرآیند جانشینی را در بسیاری از شرکتهای ایرانی به چالشی پیچیده و پرهزینه تبدیل کرده است.
مثلث خطر جانشینی در کسب و کارهای خانوادگی
چالش جانشینی فقط مسئله خاندانهای بزرگ اروپایی نیست و در ایران هم بهشکل جدی خودش را نشان میدهد. بسیاری از بنگاههای اقتصادی ایرانی، بهویژه کسبوکارهای خانوادگی، با انتقال قدرت به نسل بعدی دچار تنش و وقفه میشوند. در همین راستا با سید علیرضا کاشیزاد کارشناس مشاوره مدیریت و کسب و کار به گفتگو پرداختیم. کاشیزاد با اشاره به سه دلیل به توضیح این چالش پرداخت. وی بیان داشت: یکی از دلایل اصلی، بیتوجهی مالکان و مدیران به ادبیات علمی و تجربههای جهانی در حوزه جانشینپروری و حکمرانی بنگاههای خانوادگی است. در کنار آن، در مواردی خود جانشینان بهدلیل عدم علاقه به کسب و کار خانوداگی مانع شکلگیری جانشینی میشوند. عامل سوم به ساختار بنگاهها برمیگردد؛ جایی که رشد و بلوغ کسبوکار با بلوغ سازمان مالکیت و مدیریت همزمان پیش نرفته و همین عدم توازن، فرآیند جانشینی را در بسیاری از شرکتهای ایرانی به چالشی پیچیده و پرهزینه تبدیل کرده است.

|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

