
آنچه اهمیت این حضور را دوچندان کرد، نه فقط عدد و ازدحام، بلکه «کیفیتِ پیام» و «زمانِ وقوع» آن بود: در میانه فضای تهدید، فشار، جنگ روایتها و عملیاتهای روانی، مردم دوباره به خیابان آمدند و نشان دادند که جامعه ایران، برخلاف تصویرسازیهای رایج، از هم فرو نپاشیده و همچون همیشه توانِ بسیجِ عمومی دارد.
۱) عظمت، فقط «جمعیت» نیست؛ «معنا» ست
در تحلیل رخدادهایی مثل ۲۲ بهمن، اشتباه است که فقط با دوربین به ماجرا نگاه کنیم و همهچیز را در قاب جمعیت خلاصه کنیم. عظمت این راهپیمایی، پیش از آنکه به تراکم انسانها مربوط باشد، به «تراکم معنا» برمیگردد؛ یعنی یک حضور همزمانِ ملی که از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب کشور امتداد مییابد و یک پیام واحد را حمل میکند: ایران در میدانِ اجتماعی، ضعیف نشده است.
وقتی چنین حضوری «سراسری» میشود، دیگر یک رویداد پایتختمحور نیست؛ به «نشانه ملی» تبدیل میشود. نشانهای که در محاسبات سیاسی هم اثر میگذارد، چون به بیرون میگوید: طرف مقابلِ شما، یک کشور با ظرفیت اجتماعی فعال است، نه یک موجودیت فرسوده که با چند فشار رسانهای و اقتصادی از پا میافتد.
۲) لبیک به «کلام رهبری»؛ پیوندِ سیاست و اعتماد اجتماعی
یکی از نقاط مهم در راهپیمایی امسال، برجسته شدن دعوت مردم به توجه به «کلام رهبر معظم انقلاب» بود. اینجا یک نکته قابل توجه وجود دارد: در فضای امروز، هر گروه و جریان سیاسی تلاش میکند صدای خود را «مرجع» معرفی کند؛ اما در بزنگاههای حساس، جامعه معمولاً به سمت مرجعی میرود که آن را قابل اتکا میداند.
اگر نگوییم همه، اما برای بخش قابل توجهی از مردم، این مرجعیت سیاسی ـ معنوی، در «سخنِ رهبری» خلاصه میشود؛ نه صرفاً به عنوان یک موضعگیری، بلکه به عنوان یک قطبنما در شرایط پیچیده. دعوت مردم به این کلام، در واقع یک پیام دوگانه داشت:
در داخل: تاکید بر وحدت و جمع شدن حول یک محورِ تصمیمساز.
در بیرون: نمایش وجود «مرکز ثقل» و فرماندهی واحد در لحظه فشار.
این دقیقاً همان چیزی است که دشمن در جنگ روایتها تلاش میکند مخدوش کند: القای بیمرکزی، آشفتگی و فروپاشی تصمیم. راهپیمایی، این تصویر را به چالش کشید.
۳) رسانههای معاند و شکست «سانسورِ واقعیت»
یک واقعیت روشن است: برخی رسانههای معاند، معمولاً یا «اصلِ حضور» را کوچک میکنند، یا «معنای آن» را وارونه. اما وقتی حجم و گستره حضور از حدی بالاتر میرود، سانسور کامل دیگر ممکن نیست؛ چون واقعیت، فقط در یک قاب تلویزیونی زندانی نمیماند. در عصر شبکههای اجتماعی، واقعیت از هزار دوربین مردمی منتشر میشود و از هزار مسیر به مخاطب میرسد.
اینجا نقط شکست جنگ رسانهای است: وقتی واقعیت، آنقدر بزرگ میشود که حتی انکارش هم هزینهزا میشود. برای همین، حتی اگر برخی رسانهها تلاش کنند روایت را تغییر دهند، مجبور میشوند اصل واقعه را بپذیرند و فقط در تفسیر آن دست ببرند؛ و همین «پذیرشِ ناخواسته» یعنی باختِ مرحله اول: باخت در حذف تصویر.
۴) ۲۲ بهمن بهعنوان «سرمایه بازدارندگی نرم»
در ادبیات قدرت، همیشه از موشک و سلاح حرف میزنند؛ اما واقعیت این است که کشورها فقط با ابزار سخت بازدارندگی نمیسازند. یک بخش مهم بازدارندگی، «قدرت اجتماعی» است؛ یعنی توان یک ملت برای حضور، همبستگی، و مقاومت در جنگ روانی.
راهپیمایی ۲۲ بهمن در این معنا، یک پیام بازدارنده نرم داشت:
فشارها توان قطع پیوند مردم با هویت ملی و انقلابی را نداشته است.
این پیام، در محاسبات دشمن اثر میگذارد؛ چون میفهمد با جامعهای روبهروست که هنوز میتواند در لحظههای حساس، خیابان را به «صحنه تصمیم» تبدیل کند.
۵) چرا این حضور، از یک جشن فراتر میرود؟
چون ۲۲ بهمن فقط «یادآوری یک تاریخ» نیست؛ آزمونِ «اکنون» است. اگر قرار باشد کسی درباره قوت یا ضعف یک نظام قضاوت کند، باید ببیند در شرایط فشار، جامعه چه واکنشی نشان میدهد. حضور گسترده امسال، یک پاسخ روشن بود: ایران از نفس نیفتاده و سرمایه اجتماعیِ فعالش هنوز قابل فراخوان است.
جمعبندی
راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، یک رخداد چندلایه بود:
در سطح داخلی، نمایش همبستگی و مرجعیت سیاسیِ قابل اتکا.
در سطح رسانهای، شکست پروژه سانسور و تحریف.
در سطح بینالمللی، پیام بازدارندگی نرم و اعلام اینکه ایران «تضعیف نشده است»؛ و شاید مهمتر از همه، این پیام را داشت که گاهی یک ملت، بدون بیانیه و بدون مذاکره، فقط با «حضور»، حرف اصلیاش را میزند.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

