همزمان با راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، در نقاط مختلف ایران مجسمههایی با عنوان بت بعل به آتش کشیده شد. در تصاویر منتشرشده توسط رسانههای داخلی، این مجسمه با دو شاخ در سر و نماد ستاره داوود به چشم میخورد که به آتش کشیده میشوند. انتشار این ویدیوها در شبکههای اجتماعی سوالات بسیاری را در مورد ماجرای بت بعل و ارتباط آن با دین یهودی برانگیخت.

آتش زدن مجسمه بعل بیش از همه جلب توجه کرد، زیرا این مجسمه ترکیبی از نمادهای مذهبی باستانی و پیامهای سیاسی مدرن است. با حک کردن ستاره داوود روی مجسمه، تظاهرکنندگان درواقع اسرائیل را با این بت به عنوان نمادی شیطانی مرتبط دانستهاند.

برخی پژوهشگران معتقدند شواهد باستانشناسی نشان میدهد که در پایان عصر برنز قربانی کردن کودکان برای بعل صورت گرفته است. در دوران معاصر، از سوزاندن تندیس بعل گاهی به عنوان یک نماد سیاسی استفاده کردهاند. همچنین در برخی گزارشهای خبری و رسانهای، این اقدام را با افرادی مانند جفری اپستین مرتبط دانستهاند، کسانی که به سوءاستفاده از کودکان متهم هستند.

بعل کیست؟
بَعل یکی از خدایان کنعانی باستان است که هزاران سال پیش در منطقه شام و فلسطین آن را میپرستیدند. نام بعل به معنای «ارباب» یا «صاحب» است. در متون اوگاریتی، بعل به عنوان خدای باران، کشاورزی و قدرت توصیف شده (عمدتاً بهعنوان خدای باروری) و معمولاً با کلاهخود شاخدار و سلاح نشان داده میشود. در کتب عبری، بعل رقیب یهوه و نماد بتپرستی معرفی شده و در سنتهای یهودی و مسیحی بعدها آن را با تصاویر شیطانی مرتبط دانستند.
بنابراین، بعل را بهعنوان خدای جهانی باروری میشناختند و لقب او «شاهزاده» یا «ارباب زمین» بود. او همچنین با عنوان «ارباب باران و شبنم» شناخته میشد، دو منبع رطوبت حیاتی برای حاصلخیزی خاک کنعان. در متون اوگاریتی و عبری، لقب او بهعنوان خدای طوفان «آنکه بر ابرها سوار میشود» بود و در فرهنگ فنیقی به او «بعل شامِن»، یعنی «ارباب آسمانها»، میگفتند.
شاخصترین خدایان بعل، مولوخ یا مولِک بود که گوساله معروف سامری در عهد عتیق، به احتمال قوی نمادی از همو بوده است که در میان عبرانیان به نام «رِمفان» شناخته میشد. مولوخ به دو صورت گاو شاخدار و بالدار و همچنین جغد در آثار تمدن فنیقی ثبت شده است.

اطلاعات ما درباره شخصیت و وظایف بعل عمدتاً از لوحهای باستانی به دست آمده از سال ۱۹۲۹ به بعد در اوگاریت (امروزه راس شمره در شمال سوریه) بوده که به نیمه دوم هزاره دوم قبل از میلاد تعلق دارند. این لوحها، هرچند مستقیماً با پرستش بعل در معبد محلی او مرتبط بودند، اما احتمالاً نشاندهنده باورهای عمومی کنعانیها نیز هستند.
در اساطیر کنعان، باروری در چرخههای هفتساله اتفاق میافتاد. بعل، خدای زندگی و باروری، با موت، خدای مرگ و خشکی، در مبارزهای مرگبار روبهرو میشد. اگر بعل به پیروزی میرسید، یک چرخه هفتساله باروری آغاز میگشت، اما اگر توسط موت شکست میخورد، هفت سال خشکسالی و قحطی در پیش بود.
متون اوگاریتی همچنین جنبههای دیگری از باروری بعل را روایت میکنند، مانند روابط او با آنت، همسر و خواهرش، و همچنین تولید یک گاو نر مقدس از یک گاو ماده. تمام این داستانها بخشی از نقش بعل در باروری بود و وقتی این نقش تحقق مییافت، محصول فراوان و باروری برای حیوانات و انسانها به همراه داشت.
بعل همچنین توسط جوامع مختلف بهعنوان خدای محلی پرستش میشد. متون عبری بارها از «بعل یک مکان مشخص» یا جمع آن یعنی «بعلیم» یاد میکنند که نشاندهنده وجود خدایان محلی یا «اربابان» در مناطق مختلف است. مشخص نیست که کنعانیها این بعلیم مختلف را یکسان میدانستند یا نه، اما بعل اوگاریت به نظر نمیرسد فعالیتهایش را به یک شهر محدود کرده باشد و بدون شک دیگر جوامع نیز موافق بودند که او را در سطح کیهانی به رسمیت بشناسند.

در مراحل شکلگیری تاریخ اسرائیل، وجود نامهایی با ریشه بعل لزوماً به معنای ارتداد یا ترکیب آیینها نبود. برای نمونه، قاضی جیدئون نیز با نام یریوباعل شناخته میشد (داوران ۶:۳۲) و شاه شائول پسری به نام ایشبعل داشت (تاریخ نخست ۸:۳۳). برای یهودیان اولیه، واژه بعل به معنای ارباب اسرائیل بود، همانطور که در شمال، بعل به معنای ارباب لبنان یا اوگاریت به کار میرفت.
اما آنچه نام بعل را نزد اسرائیلیان ناخوشایند و غیرقابل قبول کرد، برنامه ایزابل در قرن نهم ق.م بود که میخواست آیین فنیقی بعل را در اسرائیل وارد کند و در مقابل پرستش رسمی یهوه قرار دهد (پادشاهان اول ۱۸). تا زمان حضرت هوشع در نیمه قرن هشتم ق.م، مخالفت با بعلپرستی آنقدر شدید شد که گاهی واژه بعل را با کلمه تحقیرآمیز بوشِت (به معنای «شرم») جایگزین میکردند. برای مثال، در اسامی مرکب، «ایشبوشِت» جایگزین «ایشبعل» شد.
ارتباط بعل با جفری اپستین: واقعیت یا شایعه؟
در سالهای اخیر، نام بعل را در برخی نظریههای توطئه آنلاین با جفری اپستین، سرمایهدار رسوای آمریکایی، مرتبط دانستهاند. اسناد منتشرشده آنلاین، واژه baal.name را در یک حساب بانکی نشان میداد که برخی کاربران شبکههای اجتماعی آن را به پرستش شیطانی یا نمادگرایی مخفی مرتبط میدانند. با این حال، بررسیهای دیگر حاکی از آن است که احتمالاً baal.name تنها خوانش اشتباه bank name بوده و هیچ شواهدی مبنی بر پرستش بعل توسط اپستین وجود ندارد. اپستین در سال ۲۰۱۹ در زندان درگذشت، و پروندهها و اسامی مرتبط با او باعث ایجاد شایعات گسترده در فضای آنلاین شد.

ابلیسک در کنار بعل
ابلیسک (obelisk) که برگرفته از واژهای یونانی به معنای ستون برافراشته است یک بنای یادبود باریک با قاعدهای مربعشکل بوده که در بخش فوقانی آن یک هرم قرار داده شده است. بر اساس اساطیر مصر باستان این بنا با خدای خورشید یعنی رع (Ra) مرتبط میشد. بدین صورت که این نماد اشعهای از اشعههای خورشید بود که به صورت سنگی درآمده است و رع الهه خورشید درون این سنگ قرار دارد. در زبان مصر باستان بر این بنا نام تِجِن (Tejen) نیز مینهادند، مصریان معتقد بودند بدنه بلند و باریک ابلیسک مظهر دفاع و محافظت و هرم رأسی بنا نیز مظهر دور کردن نیروهای منفی و باد و توفان است.

ابلیسک در دورانی نیز نماد ازیریس (Osiris) شد. زیرا اعتقاد بر این بود که این الهه توانسته بر تمامی خدایان دیگر تفوق بیابد به همین دلیل دارای قدرتهایی از هر یک از خدایان دیگر شده بود و لذا ابلیسک، نمادی که متعلق به رع بود (خدای خورشید یا رب السماوات) نصیب ازیریس (خدای مرگ و دنیای زیرزمین) شد.
ابلیسک بخشی از آیین پاگانیستی (چندخدایی) مصر بود که در ادیان ابراهیمی، شرک محسوب میشود و برخی معتقدند که این نماد از بتپرستی و پرستش خدایان دروغین (مثل رع یا ازیریس) نشأت گرفته و بنابراین با توحید در تضاد است. همچنین با وجود اینکه ریشه ابلیسک به مصر باستان بازمیگردد، اما امروزه توسط برخی به نمادی از شیطانپرستی، قدرت پنهان غرب و صهیونیسم تعبیر میشود و به همین دلیل در راهپیمایی اخیر ابلیسک را در کنار بعل قرار دادند.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

