
در روزهایی که دغدغههای جمعی مردم وزنی بیش از فوتبال دارد، شاید سخن گفتن از مستطیل سبز اولویت نباشد، اما نمیتوان از تاثیر این پدیده اجتماعی بر روحیات جامعه چشمپوشی کرد.
پرسپولیس در ۵ هفته اخیر، ۳ بار طعم شکست را چشیده است؛ باخت مقابل فولاد، ملوان و گلگهر نهتنها سرخپوشان را صاحب یکی از ضعیفترین خطوط دفاعی لیگ در هفتههای اخیر کرده، بلکه رویای قهرمانی را نیز کمرنگتر جلوه میدهد. نکته تاملبرانگیز اینجاست، پرسپولیس در هر سه مسابقه با الگوهایی تکراری شکست خورد. ضعف در ساختار دفاعی، ناتوانی در مدیریت جریان بازی و افت محسوس تمرکز، مسائلی هستند که پیشتر نیز دربارهشان نوشته شده و بارها تکرار شدهاند. سؤال اینجاست: تا چه زمانی میتوان این افت را صرفاً فنی دانست؟
واقعیت ماجرا را باید در حواشی مدیریتی و زمزمه بازگشت یک مدیر سابق جستجو کرد. کسی که محبوبیتش را نزد هواداران از دست داده، اما اکنون با برقراری ارتباط با کنسرسیوم بانکی که مالک باشگاه است و نزدیکی به برخی بازیکنان تاثیرگذار تیم، سودای بازگشت در پستی بالاتر را دارد. این مدیر سابق که در دوران پایانی حضورش، وارد جنگی فرسایشی و پشتپرده با سایر اعضای تیم مدیریتی باشگاه شده بود تا جای پای خود را سفت کند، حالا در شرایطی که مدیریت فعلی پشتوانه ورزشی چندانی ندارد، سایهاش بر سر تیم سنگینی میکند.

جریانی که پیش از این با فشار هواداران و در پوشش «استعفا» صندلی مدیریت را ترک کرده بود، دیدگاه مالکانه و مخربی نسبت به پرسپولیس دارد که پیش از این برخی چهرههای اسطورهای را نیز به دلیل نگاهِ «مالکپنداری» از چشم هواداران انداخته بود؛ افرادی که تصور میکردند بدون آنها چرخ باشگاه نباید بچرخد.
در نقطه مقابلِ این جریان، مدیریت جدید با برگرداندن یکی از پیشکسوتان که در دوره همان مدیریت قبلی با بیمهری کنار گذاشته شده بود، گامی برای اصلاح ساختار برداشت. این انتخاب که به دلیل سوابق چهره به عنوان بازیکن و مدیر، با استقبال نسبی روبرو شد، بلافاصله زنگ خطر را برای جریان سابق به صدا درآورد. حجم تخریبهای رسانهای و حملات سازمانیافته علیه این پیشکسوت طی روزهای اخیر، بهخوبی نشان میدهد که بازگشت او موازنه قدرت را بر هم زده و منافع جریانی را که خود را «مالک معنوی» باشگاه میپندارد، به خطر انداخته است. این دوقطبی، یعنی تلاش برای بازسازی هویت باشگاه از یک سو و کارشکنی رسانهای جریان سابق از سوی دیگر، تیم را به مرز فروپاشی کشانده است.
اگرچه اتهام کمکاری به بازیکنان بدون سند دشوار است، اما نمیتوان تأثیر نزدیکیِ برخی مهرههای افتکرده با مدیریت سابق و حواشی بازگشت آن مدیر را بر عملکرد داخل زمین نادیده گرفت. پرسپولیس امروز هزینه تصمیمات سست مالکانی را میدهد که اجازه دادهاند باشگاه به حیاطخلوت سهمخواهی تبدیل شود. تداوم این جنگِ فرسایشی پشت پرده، به احتمال فراوان سرخپوشان را به سمت یک فصل تلخ و بدون جام سوق خواهد داد؛ جایی که میراث باشگاه فدای کیمیای قدرتِ افرادی میشود که موفقیت پرسپولیس را تنها با حضور خودشان تعریف میکنند.
منبع:+
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

