در حالی که میزان باروری ایرانیها در سال ۱۴۰۳ به کمتر از ۱.۵ فرزند به ازای هر زن کاهش یافته است، مطالعات نشان میدهد «تهران» چهار سال پیش از رسیدن کشور به سطح جانشینی، به این وضعیت رسیده و در سال ۱۴۰۳ میانگین باروری در این استان تنها ۱.۱ فرزند بوده است.
هلیا اقدامی، پژوهشگر حوزه زن و خانواده و کارشناس گروه سبک زندگی مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تغییر ماهیت مسئله جمعیت از دغدغهای آماری به چالشی فرهنگی و معنایی، توضیح داد: نرخ باروری ایران در دهههای اخیر به شکل چشمگیری کاهش یافته و کشور طی حدود دو دهه گذشته زیر سطح جانشینی قرار گرفته است. کاهش باروری ایران یکی از سریعترین روندهای جهان را تجربه کرده و هشدارها درباره آینده جمعیتی کشور بسیار جدی است.
کاهش باروری و بیمیلی نسلهای جدید
اقدامی با اشاره به کاهش باروری ایرانیها در سال ۱۴۰۳ به کمتر از ۱.۵ فرزند گفت: «در استان تهران این میانگین تنها ۱.۱ فرزند بوده و تهران چهار سال پیش از کشور به زیر سطح جانشینی رسیده است». او افزود، شیب کاهشی باروری در تهران در آینده نیز ادامه خواهد یافت و پیشبینی میشود تا سال ۱۴۰۸ میانگین باروری کل در این استان به حدود ۱.۰۶ فرزند برسد.
وی با طرح این پرسش که چرا بسیاری از زوجین جوان، به ویژه متولدین دهههای ۷۰ و ۸۰، نسبت به فرزندآوری بیمیل یا مردد هستند، ادامه داد: هرچند بسیاری از جوانان مشکلات اقتصادی، مسکن و معیشت را مهمترین مانع میدانند، اما پژوهشها نشان میدهد پایینترین میانگین باروری در مناطقی مانند ۱، ۲، ۳، ۵ و ۶ تهران است که از بالاترین شاخصهای توسعه برخوردارند. بنابراین مشکل صرفاً اقتصادی نیست و باید علت عدم تمایل جوانان به فرزندآوری را در عمق باورها و نگرشهای آنها جستوجو کرد.
تغییر معنا و ارزش فرزندآوری در نسل Z
اقدامی با بیان اینکه درک نسل جدید از فرزند داشتن دگرگون شده است، توضیح داد: نسل Z ایرانی فرزند را نه بهعنوان ضرورت زندگی، بلکه بهعنوان تصمیمی هویتی میبیند؛ تصمیمی که نباید مانع استقلال و پیشرفت شخصی او شود. در فرهنگ سنتی ایرانی، فرزندآوری نماد تداوم حیات، اعتبار خانوادگی و برکت بوده است، اما تحولات اجتماعی و فرهنگی سه دهه اخیر، از جمله شهرنشینی، تحصیلات دانشگاهی، بالا رفتن سن ازدواج و دسترسی گسترده به اینترنت، منجر به شکلگیری فردگرایی فرهنگی شده است؛ فرهنگی که در آن «خود» بر «ما» اولویت دارد و ازدواج و فرزندآوری دیگر مسیر طبیعی زندگی نیستند بلکه انتخابهایی نیازمند دلیل شخصی و قانعکننده هستند.
وی افزود: نشانههای این تغییر معنا در فضای مجازی به وضوح دیده میشود؛ پستها و روایتهای زندگی نسل Z نشان میدهد که فرزند نه بهعنوان برکت و امید زندگی، بلکه بهعنوان مخاطرهای برای آزادی، توسعه فردی و آرامش زوجها تلقی میشود. در جهان ذهنی این نسل، خوشبختی در گستره تجربه و رضایت فردی تعریف میشود و موفقیت با پیشرفت تحصیلی، ارتقای شغلی، تفریح، سفر و امکانات مادی سنجیده میشود. خانواده و فرزند اغلب بهعنوان محدودکننده مسیر رشد فردی دیده میشوند و این تعارض ذهنی تصمیم به فرزندآوری را به تعویق میاندازد یا به حداقل میرساند.
چالش سیاستگذاری جمعیتی
اقدامی با تأکید بر اینکه این دگرگونی نگرشی نتیجه انباشت پیامهای فرهنگی و بازنماییهای زندگی روزمره است، گفت: فرزندآوری از یک کنش ارزشمند اجتماعی به انتخابی شخصی و پرهزینه تبدیل شده است. او افزود: «تا زمانی که فرزندآوری و خانواده بهعنوان مانعی برای زندگی جوان تلقی شود، نمیتوان با شعار یا مشوقهای مالی نگرش جوانان را تغییر داد. فرزندآوری باید دوباره در جهان معنایی جوان ایرانی معنا شود؛ تجربهای از عشق، خلاقیت و رشد انسانی، نه فقط فداکاری و گذشت».
وی در پایان خاطرنشان کرد: نسل Z ایرانی در حال بازتعریف ارزشهای بنیادین زندگی است و برای بسیاری، فرزند داشتن انتخابی معناشناسانه است، نه وظیفهای سنتی. سیاستهای جمعیتی که هنوز بر منطق «باید و نباید» استوارند، اگر جهان معنایی جوانان را جدی نگیرند، با مقاومت فرهنگی مواجه خواهند شد. مسیر پیشرو، نه بازگشت به گذشته، بلکه گفتوگویی فرهنگی برای ساختن روایتی مدرن از خانواده است؛ خانوادهای که انتخاب میشود، با عشق حفظ میشود و با معنا ادامه مییابد.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

