
از این منظر، سخنان رهبر انقلاب واجد جامعیتی کمنظیر بود؛ بهگونهای که هر گروه مخاطب، اعم از مسئولان اجرایی، قضایی، امنیتی، تیم مذاکرهکننده و حتی افکار عمومی، بخش مشخصی از این بیانات را مستقیما ناظر به خود تلقی میکرد. افزون بر این، بعد مردمی این سخنان نیز کاملا برجسته بود و نشان میداد که رهبر انقلاب، جامعه را نه صرفا مخاطب منفعل بلکه جزء اصلی معادله ثبات و امنیت کشور میدانند.
در بخش مربوط به تبیین فتنه و آنچه ایشان از آن بهعنوان یک اقدام شبهکودتایی یاد کردند، رهبر انقلاب با صراحت، ماهیت این رخدادها را تشریح کردند و تأکید داشتند که این تحولات، با هدایت و طراحی جریان خارجی و با عاملیت داخلی صورت گرفته است. ایشان پیامد این فتنه را شهادت جمعی از مردم و حافظان امنیت کشور دانستند و در ادامه، با نگاهی دقیق و پدرانه، لایههای مختلف درگیر در این وقایع را تفکیک و دستهبندی کردند.
در این تقسیمبندی، نخست از حافظان امنیت شامل نیروهای بسیج، سپاه و مجموعه نیروهای امنیتی یاد شد که مسئولیت تأمین امنیت را برعهده داشتند و در این مسیر به شهادت رسیدند. در کنار آنان، مردم عادیای قرار گرفتند که در کوچه و بازار و بدون نقشآفرینی در درگیریها، ناخواسته هدف قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند. رهبر انقلاب هر دو گروه را در زمره شهدا برشمردند.
لایه دیگری که در این بیانات با نگاهی مبتنی بر رأفت و بزرگواری مورد توجه قرار گرفت، افرادی بودند که از سر سادگی، کمتجربگی یا فریبخوردگی با جریان دشمن همراه شدند اما نه نقش هدایتکننده داشتند و نه در زمره سرشاخهها و طراحان اغتشاشات محسوب میشدند. رهبر انقلاب این افراد را نیز در دایره فرزندان ملت قرار دادند و میان آنان و جریان سازمانیافته کودتا تمایز روشنی قائل شدند.
در مقابل، دستهای که عاملیت مستقیم در کشتار مردم و شهادت حافظان امنیت داشتند، بهعنوان عناصر اصلی و مسئول جنایتها معرفی شدند؛ تفکیکی که بهروشنی مرز میان بدنه اجتماعی فریبخورده و هسته سخت آشوب و کودتا را مشخص میکرد. این تبیین جامع، تکلیف جامعه را با آمار بالای قربانیان این حوادث روشن ساخت و مانع از خلط عامدانه مفاهیم در فضای رسانهای و سیاسی شد.
بخش مهم دیگری از بیانات رهبر انقلاب، ناظر به پاسخ صریح به تهدیدات رسمی دشمن، بهویژه تهدیدات لفظی و عملی مقامات آمریکایی و شخص دونالد ترامپ بود. ایشان در جایگاه فرماندهی کل قوا و رهبر انقلاب اسلامی، بدون ابهام اعلام کردند که هرگونه تعرض به جمهوری اسلامی ایران، با پاسخی قاطع، شایسته و عبرتآموز مواجه خواهد شد. این موضعگیری صریح و شفاف، نهتنها برای دشمن پیام روشنی داشت بلکه افکار عمومی داخلی را نیز نسبت به ثبات تصمیمگیری در سطوح عالی نظام مطمئن ساخت.
در ادامه، رهبر انقلاب به موضوع مذاکرات پرداختند و چارچوب روشنی را برای این حوزه ترسیم کردند. ایشان تصریح کردند که جمهوری اسلامی ایران اهل مذاکره است اما مذاکرهای که مبتنی بر تحمیل خواستههای یکجانبه آمریکا باشد، پذیرفتنی نخواهد بود. به این ترتیب، هم تیم مذاکرهکننده داخلی و هم طرف آمریکایی، با خطوط قرمز و اصول بنیادین جمهوری اسلامی در این حوزه آشنا شدند و مشخص شد که مذاکره، هرگز مترادف با تسلیم نیست.
بخش دیگری از این بیانات، تعیین تکلیف صریح برای مسئولان داخلی، بهویژه در حوزه اقتصاد، کاهش ارزش پول ملی و معیشت مردم بود. رهبر انقلاب بار دیگر بر ضرورت تلاش مضاعف دولت برای حل مشکلات اقتصادی تأکید کردند و همزمان، دستگاه قضایی را مکلف ساختند که با همه لایههای درگیر در فتنه، اعم از عناصر میدانی و کسانی که با گفتار، تحلیل یا موضعگیریهای ناصواب به آشوب دامن زدند، برخورد قاطع و قانونی داشته باشد.
اگرچه انتظار میرفت دستگاههای مسئول پیش از این نیز به وظایف خود در قبال این حوادث آگاه باشند اما تصریح و تأکید رهبر انقلاب بهگونهای بود که عملا هیچ عذری برای ترک فعل یا اهمال باقی نگذاشت. نه تیم مذاکرهکننده در صورت عبور از چارچوبهای تعیینشده، نه دولت در صورت بیتوجهی به وضعیت اقتصادی و نه دستگاه قضایی در صورت عدم برخورد با فتنهگران، نمیتوانند مدعی ناآگاهی یا ابهام باشند. این بیانات جامع که در حدود ۴۰ دقیقه ایراد شد، نقشه راه روشنی برای همه سطوح مدیریتی کشور ترسیم کرد.
در تکمیل این چارچوب، رهبر انقلاب بر قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی نیز تأکید کردند؛ قدرتی که در جریان جنگ ۱۲روزه بهطور عملی به اثبات رسید. واقعیتی که نشان داد پس از گذشت چند روز از آغاز درگیری، طرفهای مقابل بهدنبال توقف جنگ بودند و این وضعیت تا امروز نیز ادامه یافته است. این تجربه، مؤید توانمندی بالای جمهوری اسلامی در حوزه دفاعی است.
در فاصله پس از آن جنگ، با شناسایی برخی خلأها و ضعفها در حوزه نیروهای مسلح، اقدامات اصلاحی و توانافزایانه انجام شده و اکنون نیروهای دفاعی کشور در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند. از این رو، پیام بیانات اخیر رهبر انقلاب بهطور کامل از سوی دشمن دریافت شده است؛ همانگونه که استقرار ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه، آنهم با فاصله و احتیاط، خود گواه درک این پیام است.
دوران اعمال اراده از طریق اعزام ناو و کشتی جنگی، شبیه آنچه در قرن نوزدهم توسط قدرتهای استعمارگر انجام میشد، بهویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران به پایان رسیده است. این واقعیت، به لطف الهی و در سایه قدرت ملی، دیگر قابل تکرار نخواهد بود.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

