
سابقه کارها و اقدام فرهنگی و فراگیر که در سطح ملی در سالیان اخیر به چشم دیده و یا به گوش شنیده ایم و همواره در نظرگاه کارشناسان و ارزیابان در میزان موفقیت و سرانجام محل تردید و ابهام قرار دارند کم نیستند. شاید تا چند سال پیش، عموم فعالیتهای قرآنی کشور خلاصه میشد به چند کاری که جز در گزارش برگزارکنندگان جلوه خاص دیگری نداشت و نوعا دربرگیری و مشارکت بالایی از جامعه را به همراه نمیآورد؛ فعالیتهایی که بهجز مسابقات بینالمللی قرآن و نمایشگاه رمضانی این کتاب شریف، اصلا صدای خاصی هم از آن بلند نمیشد و خیلی بیسر و صدا آغاز و پایانش میگذشت.
اما از ماه مبارک رمضان ۳سال گذشته ماجرا تغییر کرد. پویش زندگی با آیهها در حالی از ابتدایماه رمضان آغاز بهکار کرد که شاید برخی فعالان فرهنگی آن را یکی دیگر از کارهای بیاثر قرآنی کشور تلقی میکردند اما با استقبال گسترده مردم ورق برگشت. در آمارهای ارائهشده از سوی برگزارکنندگان مشخص شد که بیش از ۱۰میلیون نفر از ایرانیان در این پویش شرکت کردهاند. این آمار البته نکات جالب توجه مختلفی را بازگو میکند.این در حالی است که مصحف شریف سالهاست که در سناریوی خبیثانه نهادهای استکباری عالم بیشترین هجمه ها را دیده است. از آتش زدن کلام خدا توسط عده ای از عناصر بیگانه با شریعت اسلام در خارج از مرزها و جسارت کوردلان و منافقان داخلی در کودتای نافرجام آمریکایی اسراییلی دی ماه که بی شرمانه خانه خدا و کتب قرآن را در آتش کینه و جهل خود هتک حرمت کردند.
نخست آنکه برخلاف تبلیغات گسترده جریانات ضدمردمی، جامعه ایران همچنان اهل دیانت است. اینکه بیشتر از ۱۰میلیون نفر بهطور مستقیم با یک پویش قرآنی تعامل دارند خط بطلانی است بر ادعای دینگریزی مردم ایران؛ آماری که قطعا بیشتر از این حرفهاست، چرا که غالبا درصد کمتری از همه افرادی که درگیر یک فعالیت فرهنگی هستند در پویشهای مرتبط با آن بهطور مستقیم شرکت میکنند. پس باید مخاطبان درگیر این پویش و این ۱۰میلیون را بیشتر از این حرفها دانست.
نکته دوم اما مربوط به کارگزاران فرهنگی کشور است. شاید نمایش دینگریزی مردم در رسانههای ضدمردمی، یکی از علتهایش کارهای فرهنگی بیکیفیت دینمحور بوده باشد. استقبال گسترده از پیوستهای رسانهای پویش زندگی با آیهها مثل برنامه محفل یا محفل قرآنی ۱۲۰هزار نفری امامحسنیها به خوبی نشان داد که اگر مردم با کار قرآنی و معارفی خوب مواجه شوند از آن استقبال میکنند و جلوههای دینداری خود را به نمایش میگذارند.
سومین نکته اما مربوط به بودجه دستگاههای فرهنگی و محل هزینهکرد آن است. کم نیست شمار دستگاهها و سازمانهایی که تماما با بودجه فرهنگی فعالیت میکنند و گروههایی که با جذب کمکهای دولتی و البته دغدغه و هزینهکرد مردمی مشغول به امور فرهنگی هستند؛ اما اگر کسی سراغ میزان اثرگذاری آنها برود نمیتواند رقم مشخصی از استقبال مخاطب را پیدا کند. بهنظر میرسد که اینجا کمیت مخاطبشناسی تصمیمگیران و تصمیمسازان فرهنگی کشور لنگ میزند وگرنه نه کمبود بودجه آنچنان اثرگذار است و نه تمایل گروههای مردمی به کارهایی با محوریت قرآن و معارف کاهش یافته است. در پله چهارم این یادداشت اما باید یک نگاه از بالا به مسیر پیش رو داشت. این مشارکت بالا و این استقبال چشمگیر از فعالیتهای قرآنی گرچه شیرین است، گرچه مورد استقبال رسانهها قرار گرفته و در مقام بالاتر گرچه موجب ابراز خرسندی رهبر معظم انقلاب نیز شده است اما این آغاز راه است. باید با استفاده از تجربیات پویش زندگی با آیهها و توفیقی که در جذب مشارکت مردمی داشت مسئولان فرهنگی ما طوری گام بردارند که در سالهای آتی این مشارکت نهتنها به تمامی مردم ایران تسری پیدا کند بلکه روزی برسد که رایحه فعالیتهای قرآنی کشور، شامه همه مسلمانان جهان را بنوازد.
در پایان نباید از اهتمام یگانه دستگاه فرهنگی و دینی استان بوشهر یعنی سازمان تبلیغات اسلامی که الحق و الانصاف در دوره جدید مدیریتی خود منشا تحول و اقدام فرهنگی فاخر و درخور بوده و از این حیث در بین همه دستگاههای فرهنگی با وجود برخورداری از منابع اعتباری و پشتوانه نرم افزاری و سخت افزاری، پیشتازند. خداوند به همه متولیان و کارگزاران راستین و جهادی توفیق روزافزون عطا کند. ان شاءالله
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

