
صحبتهای اوسمار ویرا پس از شکست مقابل خیبر خرم آباد، دیگر بوی یک توجیه ساده برای باخت را نمیداد؛ سرمربی برزیلی شبیه مربیای حرف میزند که از پشت به او خنجر زدهاند.
اما در لایههای پنهان این جملات معترضانه و آن نامه جنجالی کسر ۲۰ درصدی از قراردادها، واقعیتی هولناکتر نهفته است که فراتر از یک افت فنی ساده به نظر میرسد. انتشار عمومی نامهای که باید در فضای داخلی باشگاه باقی میماند، عملاً فضای رختکن را به سمتی برده که خروجیاش در زمین، تیمی بیروح و سردرگم است.
دخالت مدیریت در امور فنی؛ فراتر از یک نامه بوده است؟
اوسمار در صحبتهایش پس از دیدار مقابل خیبر از «شکسته شدن حلقه احترام و اعتماد» گفت. اما رمزگشایی از این جملات نشان میدهد که دخالت مدیریت باشگاه تنها به انتشار یک نامه جریمه محدود نمیشود.
شنیدهها از راهروهای باشگاه حاکی از آن است که اوسمار ویرا در پنجره نقلوانتقالات نیمفصل، تصمیم به جراحی بزرگی در لیست تیم داشت و قصد داشت نام چند بازیکن باسابقه و البته مسن را در لیست مازاد قرار دهد؛ بازیکنانی که سرمربی پرسپولیس معتقد بود تاریخ انقضای فنیشان در این تیم به سر رسیده است. اما مدیریت باشگاه با نگاهی غیرورزشی و احتمالاً از ترس حواشی و ناتوانی در جذب جایگزین، مانع از این اتفاق شد تا اوسمار مجبور به ادامه کار با کسانی شود که دیگر به آنها باور فنی نداشت.
از قرار معلوم، وقتی خبر لیست مازاد به گوش ستارههای بزرگ تیم رسید، موازنه قدرت در رختکن تغییر کرد. بازیکنانی که فهمیدند در صورت ماندگاری اوسمار برای فصل آینده، جایی در تیم نخواهند داشت، حالا به نظر میرسد آینده خود را در «نماندن» این سرمربی برزیلی جستوجو میکنند.

ثبت ۵ شکست در ۷ بازی نیمفصل دوم، آماری نیست که بتوان آن را صرفاً با متغیرهای تاکتیکی یا بدشانسی توجیه کرد. افت فاحش و همزمان چند مهره کلیدی، اشتباهات مرگبار فردی و بیتفاوتی در ساقهای برخی بازیکنان، شائبهای را تقویت کرده که مدتهاست در محافل ورزشی دهان به دهان میچرخد: آیا جریانی در پرسپولیس به دنبال زمین زدن سرمربی است؟
مدیریت پرسپولیس با انتشار آن نامه و اولتیماتوم جریمه ۲۰ درصدی، در ظاهر به دنبال ایجاد شوک بود، اما در عمل آدرس غلطی به هواداران داد. آنها با این کار، توپ را به زمین کادر فنی و بازیکنان انداختند تا از پاسخگویی درباره اشتباهات نقلوانتقالاتی ابتدای فصل فرار کنند.
اتهام یا واقعیت؟ مرز باریک اخلاق و حاشیه
مشخص است که نمیتوان تنها با استناد به شنیدهها و حواشی، بازیکنی را به طور رسمی به «کمکاری» متهم کرد؛ چرا که این سنگینترین اتهام برای یک ورزشکار حرفهای است. اما نمیتوان از کنار این واقعیت گذشت که نمایش برخی از سرخپوشان در نیمفصل دوم، فرسنگها با استاندارد پرسپولیس فاصله دارد.
اگر مدیریت باشگاه با دخالت در لیست خروجی و سپس انتشار عمومی نامه جریمه، اقتدار سرمربی را در رختکن از بین برده باشد، عملاً خود این وضعیت بحرانی را کلید زده است. پرسپولیس امروز، تیمی است که در آن سرمربی از مدیریت ناامید شده، مدیریت به دنبال فرار از مسئولیت در نقل و انتقالات تابستانی و زمستانی است و بخشی از بازیکنان هم ظاهراً برای «پایانِ عصر اوسمار» لحظهشماری میکنند. در این میان، تنها چیزی که به حراج گذاشته شده، اعتبار تیمی است که هوادارانش عادت به ایستادن در رده پنجم جدول ندارند.
منبع:+
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

