
اخراج ریکاردو ساپینتو، شاید در ظاهر یک واکنش طبیعی به نتایج ضعیف اخیر باشد اما در عمق ماجرا میتواند تصمیمی باشد که استقلال را وارد یک چرخه بیثباتی تازه کند؛ چرخهای که سالهاست گریبان این باشگاه بزرگ را گرفته است.
ریکاردو ساپینتو، استقلال را میشناخت. او با فضای فوتبال ایران، فشار رسانهای، حساسیتهای موجود و مطالبات هواداران آشنا بود. مهمتر از همه، ترکیب تیم را میشناخت؛ میدانست کدام بازیکن در چه پستی بیشترین کارایی را دارد، کدام بازیکن نیاز به اعتماد دارد و کدام مهره باید تقویت شود. این شناخت، سرمایهای است که با گذشت زمان به دست میآید، نه در چند هفته.
نتایج ضعیف اخیر قابل دفاع نیست اما سوال اصلی اینجاست؛ آیا مشکل فقط سرمربی بود؟ استقلال در طول فصل با مشکلات مدیریتی، محدودیتهای نقلوانتقالاتی و نوسان در کیفیت بازیکنان مواجه بوده است. تغییر مربی سادهترین تصمیم ممکن است، اما لزوما درستترین تصمیم نیست.
مشکل بزرگتر حالا نبودِ گزینهای مطمئن برای جانشینی ریکاردو ساپینتو است. اگه سهراب بختیاری زاده را فاکتور بگیریم و فرض کنیم استقلال سراغ سرمربی جدید داخلی یا خارجی برود، سرمربی جدید، هر کسی که باشد، به زمان نیاز دارد. او باید رختکن را بشناسد، از نظر روحی تیم را بازیابی کند، سیستم تاکتیکیاش را پیاده کند. این زمان، در کوران رقابت قهرمانی، طلاست. استقلال حالا زمانی را از دست میدهد که میتوانست صرف پیشرفت شود.
در مقطعی که استقلال یک بازی نه چندان دشوار برابر مس رفسنجان را در پیش دارد و رقبا مثل پرسپولیس و گل گهر امتیاز از دست دادهاند، استقلال با ریکاردو ساپینتو فرصت خوبی برای فرار از بحران داشت ولی علی تاجرنیا در راس تیم مدیریتی استقلال تصمیم به تغییر مجدد در باشگاه گرفت، تصمیماتی که از تاجرنیا در فصول گذشته هم بارها و بارها دیدیم.

تجربه سالهای گذشته استقلال نشان داده بیثباتی روی نیمکت، مستقیماً به بیثباتی فنی منجر میشود. هر مربی فلسفه خودش را دارد. هر تغییر یعنی تغییر سیستم، تغییر اولویتها، تغییر در ترکیب و حتی تغییر در لیست نقلوانتقالات. این یعنی شروع دوباره و شروع دوباره در میانه فصل، اغلب هزینه بر است.
هواداران استقلال حق دارند از نتایج ناراضی باشند اما تصمیمهای بزرگ، باید فراتر از هیجان لحظهای گرفته شوند. شاید حفظ ساپینتو و اصلاح ساختار حمایتی اطرافش، گزینهای کمریسکتر و منطقیتر بود.
امروز استقلال نه تنها سرمربیاش را از دست داده، بلکه بخشی از ثبات فنیاش را هم قربانی کرده است. حالا مدیران باید پاسخ دهند که برنامه جایگزین چیست. آیا گزینهای آماده با شناخت کافی و قدرت مدیریت بحران در اختیار دارند؟ یا قرار است دوباره پروژهای تازه از نقطه صفر آغاز شود؟
شاید چند ماه بعد مشخص شود این تصمیم درست بوده یا نه. اما در این لحظه، یک حس وجود دارد: استقلال میتوانست با حفظ ساپینتو، شانس بیشتری برای قهرمانی داشته باشد. ثبات، در فوتبال امروز یک امتیاز بزرگ است؛ امتیازی که استقلال بهسادگی از آن گذشت.
منبع:+
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

