شایانیوز– براساس گزارش منتشر شده در رویترز، واسطههای عمانی از سوی امریکا پاکتی حاوی پیشنهاداتی مرتبط با برنامه موشکی را تحویل مقامات ایرانی دادهاند؛ اما عباس عراقچی آن را باز نکرده و بلافاصله به فرستنده پس داده است. این رفتار، پیام واضحی را ارسال میکند مبنی بر اینکه خطوط قرمز امنیتی ایران در موضوع برنامه موشکی از سوی نهادهای رسمی و دستکم در سطح مذاکره علنی، غیر قابل معامله است.
![]()
در بررسی علل این واکنش، باید سه لایه اصلی را از هم تفکیک کرد:
نخست، بُعد راهبردی و امنیت ملی؛ برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی به عنوان جزئی از «توان دفاعی مشروع» و «بازدارندگی ملی» معرفی شده، و مقامات کشورمان بارها تأکید کردهاند که این حوزه را نه فقط در مذاکرات هستهای بلکه حتی در مذاکرات امنیتی گستردهتر نیز وارد نخواهند کرد. این نگرش ریشه در تجربه تاریخی دارد: ایران طی دهههای گذشته در مواجهه با بحرانهای منطقهای از جنگ عراق تا تحریمهای فلج کننده و خروج یک جانبه امریکا از برجام در ۲۰۱۸ به این جمعبندی رسیده که هرگونه محدودیت در توان دفاعی خود میتواند امنیت ملیاش را به طور جدی تضعیف کند. لذا پاسخ عراقچی به بسته پیشنهادی با محتوایی درباره توان موشکی، بیش از آنکه صرفاً یک واکنش سیاسی باشد، نمایانگر یک خط قرمز راهبردی است که تهران حاضر به گذر از آن نیست.
در سطح دوم، ابعاد داخلی و منافع سیاسی–اجتماعی نیز اهمیت دارد. در ایران، برنامه موشکی به عنوان نماد «استقلال ملی» و مقاومت در برابر فشارهای خارجی در افکار عمومی شناخته میشود، و تضعیف یا حتی مذاکره درباره آن میتواند از سوی بخشهای وسیعی از جامعه و نخبگان سیاسی به عنوان عقبنشینی راهبردی تعبیر شود که مشروعیت تصمیمگیران را زیر سؤال ببرد. در نتیجه، بازگرداندن پاکت بدون باز کردن آن نه فقط یک عمل نمادین در سیاست خارجی، بلکه نشانهای از پاسخ به انتظارات داخلی برای حفظ خودمختاری راهبردی نیز محسوب میشود.
در سطح سوم، ابعاد دیپلماتیک و روششناسی مذاکرات بینالمللی قرار دارد. بسیاری از کشورها در تعامل با موضوعات حساس استراتژیک و امنیتی تمایل دارند پیشنهادها را در قالب «دیدگاههای طرف مقابل» دریافت و بررسی کنند، نه در قالب بستههای آماده که ممکن است تعهدآور یا پیششرطساز باشند. عراقچی با رد پاکت، عملاً خواسته فرآیند مذاکره را در چارچوب رسمی و به صورت متقابل تنظیم کند، به این معنا که هر پیشنهاد باید از سوی هر دو طرف، قابل بحث، اصلاح و پاسخ رسمی باشد، نه اینکه یک طرف الزامات از پیش تعیین شده را به دیگری تحمیل کند. این نوع رویکرد در روابط دیپلماتیک پیشرفته به عنوان نشانهای از تلاش برای متوازنسازی قدرت چانهزنی تلقی میشود.
![]()
رویکرد کلی ایران در قبال برنامه موشکی
پاسخ تهران در قبال برنامه موشکی را میتوان در قالب یک راهبرد ملی–امنیتی، سیاسی–اجتماعی و دیپلماتیک نگریست:
۱. راهبرد امنیتی: حفظ و تقویت توان موشکی به عنوان ستون بازدارندگی ملی، بدون پذیرش محدودیتهای خارجی.
۲. راهبرد سیاسی داخلی: جلوگیری از هر گونه امتیازدهی که ممکن است اعتبار نظام را در داخل کاهش دهد.
۳. راهبرد دیپلماتیک: تمایل به وارد کردن تمامی موضوعات مورد بحث در قالب متنهایی که طرفین بر سر آن توافق کنند، نه بستههای پیشنهادی یکطرفه.
دست آخر ایران عقبنشینی میکند؟
در کوتاهمدت و میانمدت، با توجه به متغیرهای داخلی و راهبردی، چنین عقبنشینیای غالباً بعید به نظر میرسد. تجربه سالیان اخیر نشان داده که تهران تمایل دارد خطوط قرمز خود را خصوصاً در حیطه امور امنیتی، دفاعی و حیثیتی کشور، حفظ کند. همین رویکرد باعث شده که ایران حتی در مذاکرات هستهای نیز برای حفظ توان هستهای مشروع خود که ارتباطی با مسائل دفاعی و امنیتی نظام ندارد، مقاومت کند.
![]()
درجه احتمال کوتاه آمدن امریکا
در سوی دیگر این تقابل، امریکا نیز در جایگاه خود با ارزیابیهای راهبردی مواجه است. در سطح دیپلماتیک، ایالات متحده میخواهد به ایران پیشنهادهایی ارائه دهد که تا حد امکان مربوط به محدود کردن یا تعلیق همه یا بخشهای اساسی برنامه هستهای یا امنیتی باشد. اما تمایل به کاهش توان موشکی ایران در حالی که تهران آن را خط قرمز میداند، میتواند مذاکرات را به بنبست دیپلماتیک بکشاند. امریکا برای عقبنشینی از شرط خود دو گزینه کلی دارد: اول اینکه موضع خود را بازنویسی کرده و آن را در قالبی قابلپذیر برای ایران ارائه کند، مثلاً تمرکز مذاکرات را صرفاً بر موضوع هستهای و لغو تحریمها قرار دهد و از طرح مسائل موشکی به عنوان پیششرط بگذرد؛ دوم اینکه فشارهای ترکیبی نظامی و اقتصادی اعمال کند تا ایران را تحت فشار بگذارد؛ البته گزینه فشار را بارها آزموده و نتیجهاش را دیده است و میداند چندان تأثیری بر چرخش در رفتار سیاسی ایران ندارد. گزینه اول نیز بسیار دور از ذهن است چرا که امریکای ترامپ، یکپارچه التزام به حفظ امنیت رژیم صهیونیستی است.
با این مقدمه و با توجه به عدم رضایت دادن امریکا به استمرار برنامه موشکی ایران، در نهایت، این رویکرد ایران نسبت به مسئله موشکی است که مسیر مذاکرات و روابط دو کشور را تعیین میکند. اگر تهران به طور قاطع بر حفظ توان دفاعی خود تأکید کند و امریکا نیز از ادبیات الزامآور درباره توان موشکی عقبنشینی نکند، این شرایط، بحران را طولانیتر و روند مذاکرات را کند میکند.
در این مرحله حساس، فقط اگر هر دو طرف بتوانند چارچوبی مشترک برای گفتگوهای رسمی و منافع امنیتی هر دو کشور، ایران، امریکا تعریف کنند، ممکن است زمینهای برای کاهش تنش فراهم شود؛ اما رسیدن به چنین اشتراکی در گفتمان سیاسی و عقیدتی منطقاً سخت به نظر میرسد.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

