
هرچه ژرفای این سوره بیشتر کاویده شود، روح امید و جسارت در جان انسان ریشهدارتر میگردد. قرائت این سوره و توجه به مفاهیم و حقایقی که از رخدادهای صدر اسلام حکایت دارد، این حقیقت را یادآور میشود که چگونه جمعی اندک توانستند در برابر انبوه مشرکان و ائتلافهای گوناگون ایستادگی کنند و در فاصلهای نهچندان طولانی، به پیروزیهای بزرگ دست یابند.
پیام محوری این سوره، اتکای بیچونوچرای مؤمن به قدرت الهی است؛ آنجا که وعده داده میشود: «لله جنود السماوات والارض». این بیان، صرفا یک گزاره اعتقادی نیست بلکه بنیانی برای یک زیست مؤمنانه است. بر این اساس، هیچ بنبستی برای اهل ایمان معنا ندارد؛ آنچه در نگاه عادی ناممکن مینماید، در پرتو ایمان و دفاع از حقیقت، شدنی میشود. مؤمن، هستی را صحنه حضور سپاهیان الهی میبیند و خود را در احاطه نیروهای خداوندی احساس میکند؛ در چنین تصویری، ترس جایی برای استقرار ندارد.
در این نگرش، حتی دشمن نیز بیرون از قلمرو قدرت الهی نیست. همان قدرت غالب و غیرمغلوب که «حکیم» است، بر همه چیز سیطره دارد. انسانی که خود را در حصار امن این قدرت میبیند و دشمن را نیز در محاصره همان اراده قاهرانه میداند، دلی آرام و استوار خواهد داشت. آرامشی که از ایمان برمیخیزد، به همان اندازه که در درون مؤمن سکینه میآفریند، در جبهه مقابل اضطراب و تزلزل ایجاد میکند.
روایت تاریخی پیامبر الهی، هود، نمونهای روشن از این منطق ایمانی است. آنگاه که قومش او را به پشتوانه قبیلهاش تهدید کردند و گفتند اگر خویشاوندانت نبودند، با تو چنین و چنان میکردیم، پاسخ او رنگی از تحدی داشت: همه توان و کید خویش را بهکار گیرید؛ من متکی به خاندان و عشیره نیستم، تکیهگاهم پروردگاری است که قدرت قاهره در دست اوست. این مواجهه، صرفا یک گفتوگوی تاریخی نبود بلکه نمایش عینی اعتماد به «جنود السماوات والارض» بود.
این منطق، امروز نیز کارآمد است. هر اندازه این باور در جان جامعهای ریشهدارتر شود، آرامش درونی آن افزونتر و بیم در دل دشمن بیشتر خواهد شد. نسبت آرامش ما و هراس دشمن، نسبتی معکوس است: هرچه ایمان عمیقتر و اعتماد به نصرت الهی استوارتر، لرزش در جبهه مقابل شدیدتر. همان جنودی که برای مؤمنان سکینه میآورند، برای دشمنان هراس میآفرینند.
سوره فتح، در حقیقت منشور این اطمینان است؛ اطمینانی که از ایمان زاده میشود و جامعهای کوچک را به نیرویی اثرگذار در تاریخ بدل میکند.
سوره فتح؛ بشارت اجتماعی و منطقِ همبستگی مؤمنانه
اگر آن باور عمیق و آن آرامش برخاسته از ایمان در جان ما تقویت شود و در پذیرش و تحقق آن بکوشیم، بیتردید بازتاب این اطمینان در جبهه مقابل، به صورت هراس و تزلزل ظاهر خواهد شد. منطق سوره «فتح» صرفا وعدهای فردی نیست؛ سخن از ساختن جامعهای است که آرامش درونی آن، معادلات بیرونی را نیز دگرگون میکند.
در پرتو آیه شریفه «لِیدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا»، میتوان افقی فراتر از معنای رایج بهشت اخروی را نیز در نظر گرفت. همانگونه که مفسران در تبیین آیه «لِیغْفِرَ لَک اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِک وَمَا تَأَخَّرَ» تأکید کردهاند که مراد، نسبت دادن معصیت به پیامبر خدا (ص) نیست بلکه زدودن نسبتها و اتهاماتی است که دشمنان به ساحت پیامبر (ص) میبستند، در اینجا نیز میتوان احتمال داد که «جنات» تنها ناظر به بهشت خلد نباشد؛ بلکه جامعهای ایمانی با روابطی زنده، همدل و همافزا خود مصداقی از بهشت جاری در دنیاست.
جامعهای که از حالت تدافعی عبور کرده و به مرحله تهاجمِ فعال در مسیر حق میرسد، به یک حقیقت بههمپیوسته بدل میشود؛ حقیقتی که خلود در آن، به معنای «ملکهشدن ایمان» است. ایمانی که پیشتر درباره آن آمده است: «لِیزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ». در روایات نیز در پاسخ به این پرسش که چگونه ممکن است عملی محدود در چند دهه، به خلود در بهشت یا آتش بینجامد، تصریح شده است که ملاک، ملکهشدن عمل در وجود انسان است؛ به گونهای که اگر تا قیامت نیز زنده میماند، همان مسیر را ادامه میداد. پس خلود، نسبت به کیفیت تثبیتیافته روح است، نه صرفا کمیت زمان.
در ماجرای فتح، گروهی از مؤمنان با چنین ملکهای قدم در میدان گذاشتند؛ با انقطاع از تعلقات و آمادگی برای جانفشانی. خدای سبحان نیز آنان را فاتح و سرافراز بازگرداند و فتوحات بعدی را بر این بنیان استوار ساخت. البته قرآن در ادامه تصریح میکند: «وَیعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ»؛ این نشان میدهد که حضور در لشکر، مساوی با تحقق ایمان نبود. در کنار مؤمنان راستین، منافقانی نیز حضور داشتند. با این حال، جمعی قابل توجه به مرتبهای از ایمان رسیدند که شایسته این بشارت شدند.
تعبیر «وَیکفِّرَ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ» نیز میتواند ناظر به همین ساحت اجتماعی باشد. همانگونه که در آیه مربوط به پیامبر اکرم(ص)، سخن از زدودن نسبتها و آثار منفی بود، اینجا نیز میتوان گفت مؤمنان در گذشته، در یاریرسانی به حاکمیت الهی و همراهی کامل با رسول خدا(ص) کوتاهیهایی داشتهاند؛ اما اقدام شجاعانه و همبستگی تازه آنان، آن نقصانها را پوشاند و آثارش را از جامعه زدود. این «تکفیر سیئات» میتواند علاوهبر بُعد فردی، ناظر به پالایش اجتماعی نیز باشد.
بر این اساس، هر اندازه جامعه ایمانی پیوندهای خود را تقویت کند و به همپیوستگی فعالتری دست یابد، ضعفهای پیشین که چهبسا دشمن را به طمع انداخته بود، جبران خواهد شد. همبستگی، خود یک عمل ایمانی ترمیمکننده است؛ هم در ساحت فردی میتواند موجب آمرزش گناهان شود و هم در ساحت اجتماعی، جامعه را از آثار ضعفها و پراکندگیهای گذشته پاک سازد.
با چنین نگاهی، سوره «فتح» تنها روایت یک پیروزی تاریخی نیست بلکه منشور یک بشارت اجتماعی است؛ بشارتی که راهبردهای ساخت جامعه ایمانی را دگرگون میکند. هر مرتبهای از انسجام و همدلی، میتواند پوشاننده نقصی و زمینهساز رضایت الهی و خشنودی ولی خدا باشد.
امید آنکه خدای سبحان، ما را بیش از پیش به راههایی که رضای او در آن است هدایت فرماید و همه آثار کمالیای را که برای مؤمنان در طول تاریخ مقرر داشته، نصیب جامعه ایمانی ما نیز بگرداند.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

