
در این رویکرد، دین نه صرفا بهعنوان یک سیستم اعتقادی، که بهعنوان شیوه زندگی مطالعه میشود و عبادات و مناسک دینی نهفقط بهعنوان تکلیف که بهعنوان فرصتهای وجودی برای معنابخشی به زندگی و مواجهه با چالشها تحلیل میشوند. در این چارچوب، امید نیز یک فضیلت الهیاتی و وجودی محسوب میشود که در سنت اسلامی با مفاهیم رجاء و انتظار فرج پیوند خورده است و الهیات عملی امید به این معناست که امید نهفقط یک مفهوم نظری، بلکه کنشی است که باید در زندگی روزمره تمرین، بازتولید و نهادینه شود.
در شرایط بحران اقتصادی ناشی از تحریمهای ظالمانه، این بحران فقط یک مسأله اقتصادی نیست، بلکه پدیدهای وجودی و معنوی است که با ایجاد محدودیت در دسترسی به نیازهای اساسی، تدریجا امید را به ناامیدی و تابآوری را به فرسودگی تبدیل میکند. در چنین شرایطی، آنچه مورد نیاز است نه صرفا امید نظری، که امید عملی یعنی توانایی ادامه دادن، تابآوری، مقاومت کردن و معنا بخشیدن به زندگی در میانه سختی است و رمضان با آیینهای متنوع خود فرصتی استثنایی برای تمرین این امید و بازتولید همبستگی در شرایط بحران فراهم میآورد.
روزه بهعنوان تمرین فردی امید، گرسنگی انتخابی را در برابر گرسنگی تحمیلی مینشاند و به مؤمن امکان میدهد تا رنج گرسنگی را نه بهعنوان مصیبت، که بهمثابه عبادت تجربه کند و معنای آن را دگرگون سازد.
روزه همچنین با تعلیق موقت برآوردن نیازها و پایبندی به تکالیف شرعی روزهدار، فرصت بازتعریف رابطه با آنها را فراهم میآورد و انسان درمییابد که نیازهای واقعی بسیار کمتر با آن چیزی است که جامعه مصرفی القا میکند بسیار متفاوت است. این آگاهی وجودی در شرایط بحران به منبع مهمی برای مقاومت تبدیل میشود.
افزون بر این، روزه مؤمن را به افقی فراتر از بحران پیوند میزند و با ایجاد ارتباط با خداوند و اندیشیدن به پاداش اخروی، به رنج کنونی معنا میبخشد و آن را قابل تحملتر میسازد.
در سطح اجتماعی، رمضان با امیدآفرینیهای جمعی خود، نقشی بیبدیل در بازتولید همبستگی و مقاومت در برابر ناامیدی ایفا میکند. افطاریهای جمعی در مساجد، حسینیهها و حتی معابر عمومی، کارکردهای چندگانهای دارند: بازتولید همبستگی اجتماعی از طریق گردهمایی اقشار مختلف جامعه در شرایط سخت اقتصادی، توزیع عادلانه منابع بهصورت خودجوش و تمرین سخاوت در تنگنا که پیامی عمیق درباره امید عملی دارد. این سخاوت در تنگنا به کنشی مقاومتی تبدیل میشود و پیام آن به قدرتهای تحریمکننده این است که آنها میتوانند اقتصاد را تحت فشار قرار دهند، اما نمیتوانند همبستگی و همدلی اجتماعی را از بین ببرند. شبکههای خودجوش مواسات و همدلی در ماه رمضان که به توزیع بستههای معیشتی، آزاد کردن زندانیان مالی، تهیه جهیزیه و کمک به بیماران میپردازند، علاوه بر کمک مادی، شبکههای امید نیز محسوب میشوند که به نیازمندان یادآوری میکنند در این بحران تنها نیستند.
تحلیل الهیاتی نشان میدهد رمضان در یک بستر زمان مقدس، به زندگی نظم میبخشد و از سرگشتگی وجودی میکاهد. همچنین با خلق فضاهای همدلی در برابر فردیت تحمیلی بحران اقتصادی، انسانها را به یکدیگر نزدیک کرده و احساس تعلق به یک مای بزرگتر را تقویت میکند؛ مفهومی که استاد شهید مطهری از آن به توسعه خودی یاد کرده، تاکید دارد دیوار «من» هر کسی در مقابل «من»های دیگر باید شکسته شود.
در شرایط تحریمهای ظالمانه، مقاومت صرفا سیاسی و اقتصادی نیست، بلکه مهمترین وجه آن مقاومت در برابر ناامیدی است و رمضان با بازتولید امید جمعی، تمرینهای امید را فراهم میآورد که جامعه را برای استقامت در بحرانهای طولانی آماده میسازد. جامعهای که در تنگنای اقتصادی همچنان با نیازمندان همدلی میکند و به دستگیری و برداشتن غم نداری در این ماه نورانی اهتمام میورزد، شکستناپذیر خواهد بود.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

