
این دور از گفتوگوها نسبت به دورههای قبل عملیاتیتر بود و در فضای مناسبتری برای تصمیمگیری پیش رفت. با این حال ما همچنان تأکید میکنیم که بیاعتمادی کشورمان نسبت به آمریکا همچنان پابرجاست. امیدوارم هم آنها و هم عامل منطقهایشان، یعنی رژیم صهیونیستی، اشتباه گذشته را تکرار نکنند. بدون تردید اگر کوچکترین تعرضی از سوی آمریکا یا رژیمصهیونیستی صورت گیرد، واکنش جمهوری اسلامی ایران بههیچوجه قابل مقایسه با جنگ ۱۲ روزه نخواهد بود و قطعا شرایط بسیار سختتری برای آنها درمنطقه ایجاد خواهدشد.بنابراین امیدواریم مبنای ادامه مذاکره توسط آنهاباید صداقت در رفتار و گفتار باشد. همانگونه که مقام معظم رهبری نیز تأکید کردهاند، اگر اقدامی علیه جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد، با واکنش جدی مواجه خواهند شد. چنین وضعیتی نه به سود آمریکاست و نه به نفع منطقه. حتی نخستین واکنش جهانی به یک رویداد فرضی در این سطح، میتواند جهش شدید قیمتها باشد؛ رخدادی که بر بسیاری از ارکان اقتصادی جهان اثر خواهد گذاشت. همانطور که جمهوری اسلامی ایران با صداقت مذاکره میکند و برای دور بعد نیز موافقت خود را اعلام کرده است. حتی درباره ورود به مباحث فنی، تصمیمگیری مشترک صورت گرفت تا دوشنبه آینده گفتوگوهای تخصصی بامسئولان آژانس انجام شود. امیدوارم کار درهمین مسیررو به جلو حرکت کند و طرف مقابل از تکرار اشتباهات گذشته بپرهیزد.
اینکه مذاکرات وارد مرحله فنی میشود، امری طبیعی است. هر توافق احتمالی مکتوب نیازمند بررسی دقیق ابعاد فنی است؛ بهویژه آنکه محور مذاکرات موضوع هستهای است و روی دیگر این سکه، رفع تحریمها قرار دارد. همه این موارد باید شفاف، دقیق و مکتوب شود تا بتواند مبنای یک توافق احتمالی باشد. بنابراین حضور نیروهای تخصصی در این مرحله کاملا منطقی و ضروری است. در خصوص پذیرش هرگونه محدودیت نیز باید صریح خاطرنشان کرد که طبق عهدنامه منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، ما هیچ الزامی برای محدودسازی فعالیتهای خود نداریم و حتی غنیسازی در سطوح بالا نیز براساس نیاز کشور قابل انجام است. اگر بنا باشد جمهوری اسلامی ایران محدودیتی در فعالیتهای صلحآمیز هستهای خود بپذیرد، مابهازای آن باید رفع تحریمها باشد. این یک معادله دوطرفه و کاملا روشن بهشمار میرود که مبتنی بر حفظ منافع ملی جمهوری اسلامی ایران تعریف میشود و صریحا نیز به طرف آمریکایی اعلام شده است. درباره چالشهای پیشرو نیز معتقدم مهمترین مسأله آن است که طرف مقابل بخواهد وارد حوزههایی شود که اساسا ارتباطی با موضوع مذاکره ندارد. توانمندی موشکی و پهپادی ما ابزار بازدارندگی و دفاع از کشور است و بههیچوجه نمیتوانیم در این زمینه محدودیتی را بپذیریم؛ بهویژه در شرایطی که با دشمنانی مانند رژیمصهیونیستی و آمریکا مواجه هستیم که هر یک به صدها و هزاران کلاهک هستهای مجهزند. منطق نظامی و عقلانیت امنیت ملی حکم میکند که توان دفاعی خود را حفظ کنیم. در خصوص روابط منطقهای نیز همانگونه که آمریکا با برخی کشورهای منطقه ائتلاف نظامی دارد و پایگاههایی در اختیار گرفته، جمهوری اسلامی ایران هم طبیعی است که با برخی مراکز قدرت در منطقه ارتباطات ویژه داشته باشد. ورود به این حوزهها نباید در دستور کار مذاکرات قرار گیرد. دایره گفتوگوها باید محدود به موضوع هستهای و رفع تحریمها باشد. در نهایت، هرگونه توافقی در این چارچوب زمانی قابل قبول خواهد بود که پایدار، قابل اتکا و مبتنی بر تصمیم جدی طرف مقابل باشد. اگر صداقت مبنای کار قرار گیرد و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران بهطور کامل تأمین شود، مسیر دستیابی به توافقی مکتوب و ماندگار هموار خواهد شد.
|
مطالب پیشنهادی از سراسر وب |

